شکاروطبیعت لرستان
فلسفه شکار-حفاظت محیط زیست - تروفه 
قالب وبلاگ
 

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست /  بیـدادگری، شیوه‌ي دیرینـه‌ي تست

ای خـاک اگـر سینه تـو بشـکافنـد  /  بس گوهـر قیمتی در سینـه تـست

 

 

 

 

سردار مهندس حاج حشمت‌الله شکاری يكي از فرزندان قهرمان لرستان، روز گذشته در سن 52 سالگي به علت ابتلا به سرطان خون در بیمارستان بقیةالله تهران درگذشت.

 

به گزارش يافته، وي كه برادر شهید بزرگوار احمد شکاری بود سال 1341 در خرم‌آباد متولد شد. مرحوم شكاري از فرماندهان دوره دفاع مقدس و از مدیران ارشد قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء موئسسه ویژه شهید رجایی‌ بود.

ایشان فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک از دانشکده پلی‌تکنیک دانشگاه تهران بود و از قاریان ممتاز قرآن به شمار مي‌رفت كه روزانه 3 تا 4 ساعت را در منزل به تلاوت قرآن و عبادت می‌پرداخت.
حاج حشمت‌الله انسانی متدین با روحیه جهادی که سال‌های سال مدیر پروژه‌های مهم قرار‌گاه سازندگی خاتم بود و بخش مهمی از زیر‌ساخت‌های كنوني شهر تهران را مدیریت و اجرا نمود.
وي صاحب‌نظر در تمامی زمینه‌های مهندسی مکانیک و عمران بود و بقول خودش "30 سال بود که نهار را در منزلش نخورده بود!" مرحوم شكاري حضور مداوم در کارگاه‌هاي عمراني داشت و تا آخرین ساعات زندگي دست از تلاش بر نداشت.
مراسم خاک‌سپاری این فرزند غيور لرستان، سه‌شنبه 8 مهر با شکوه فراوان در خرم‌آباد برگزار گردید و مراسم بزرگداشتی نيز روز چهارشنبه 16 مهرماه در مسجد جامع شهرک غرب تهران برگزار به يادبودش برگزار شد.
 
وصف حال وي از زبان دکتر مجتبی حسینی رئیس دانشکده فنی دانشگاه لرستان: خوش به سعادتش! شور و حرارتش تا آخرین ساعات عمر به چشم می‌آمد. مرحوم حشمت در در 7 سالگی رساله امام خمینی می‌خواند. انگار فقط برای سازندگی آفریده شده بود. با همکاران از یکی از  پل‌های ساخته شده توسط وي – پل تقاطع همت دوگاز- تست لرزه‌نگاری پیشرفته انجام گرفت که نتیجه فوق‌العاده بود. وي با این روحیه و کیفیت کار می‌کردند. ناراحتم که لرستان یک دانشمند واقعی را از دست داد.
شكاري انساني شهرت گریز، افتاده، خوش‌اخلاق، متعصب به لرستان سخت‌کوشی و نیکوکار بود.
 
وي كه در تمامی پروژه‌ها سمت مدیر پروژه را داشت بیش از 3500 واحد مسکونی را به بهره‌برداري رساند. شهرک شهید بروجردی(720 واحدی سعیدیه – حمیدیه)، شهرک مطهری، شهرک شهید دقایقی، شهرک کلهر(لشکر 10 سیدالشهدا) مجموعه دانشگاه و شهرک نیروی انتظامی دهکده المپیک و تقاطع غیرهم‌سطح و مجموعه پل‌های سه‌راه آزمایش، تقاطع غیر‌هم‌سطح حکیم‌– سازمان آب، پل آیت‌الله سعیدی، تقاطع غیر‌هم‌سطح همت- آزادگان، تقاطع غیر‌هم‌سطح همت دوگاز- شهید خرازی، بازسازی تونل کندوان، پروژه سازه‌های فضایی مرقد امام خمینی(ره)، پروژه پل‌های دریاچه خلیج فارس (‌دریاچه چیتگر) و از جمله خدمات ماندگار اين بزرگ‌مرد لرستاني عرصه سازندگي است.
 
وي پاسدار نمونه کشور در سال 91 شد و همواره به اطرافيانش مي‌گفت: از سه چیز در زمان خدمتم بر خود می‌بالم:
1) همیشه در سمت مدیر انجام وظیفه کردم.
2) میلیاردها تومان از پول بیت‌المال در اختیارم بود، اما هرگز ریالی خیانت نکردم.
3) هرگز به کارگر زیر‌دست سخت نگرفتم و اگر توبیخ و بازخواستی بود به مسوول او تذكر مي‌دادم نه به كارگر.
آخرین مسوولیت‌هاي وي در ديارش، فرمانده پادگان امام علی خرم‌آباد، فرمانده سپاه دورود و مسوول آموزش فنی قطعات هواپیماهای جنگی نیروی هوایی سپاه در زمان حضور سردار دهقان بود.
 
روحش شاد و یادش گرامی...
 
این یادداشت اختصاصی در " پایگاه خبری ، تحلیلی یافته " منتشر گردید
 
تشکر ویژه از جناب قاسمی و خبرگزاری یافته
 
 

برچسب‌ها: سردار لرستانی که تهران را آباد کرد
[ پنجشنبه هفدهم مهر 1393 ] [ 10:45 ] [ رضاشکاری ]

ای سرو بلند قامت دوست / وه وه که شمایلت چه نیکوست

در پای لطافت تو میراد / هر سرو سهی که بر لب جوست

 

این نوع درخت خاص مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری است و میوه ای شبیه زالزالک دارد.خاردار است و نزدیک شدن به آن خطر ناک است.محل زندگی و گذر بسیاری از گونه ها از جمله بلبل ،کبوتر و قمری ... بوده ، کندوی زتبور عسل و ... است.از برگ این درخت سدر نهیه می کنند.

دو درخت کهنسال در مسیر جاده قرار داشت . ما هم سعی خودمان را کردیم که تخریب نشوند و بالاخره موفق هم شدیم.

هستیم در رکاب...

 

 

توضیح عکس: گرفتن سدر توسط اهالی


برچسب‌ها: سدر, کونار, خوزستانای سرو بلند قامت دوست وه وه که شمایلت چه
[ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 ] [ 12:37 ] [ رضاشکاری ]

خرد افسر شهریاران بود / خرد زیور نامدارن بود
خرد زنده جاودانی شناس / خرد مایه زندگانی شناس
خرد رهنمای و خرد دلگشای / خرد دوست گیرد به هر دو سرای
کسی کو خرد را ندارد ز پیش / دلش گردد از کرده خویش ریش
چو دیدار یابی به شاخ سخن / بدانی که دانش نیاید به بن




سری که به سایتهای حامی محیط زیست بزنید،متوجه افزایش  تخلفات شکار غیر مجاز خواهید شد. که دلایل متعددی چون ، افزایش اسلحه ، افزایش توجهات به این بخش، رسانه ای شدن خبرها ، تلاش بیشتر محیط بانان و نیروهای امنیتی ، فرهنگ پایین و تب تند شکار و ... دارد.
برخی دوستان تقاضای حکم اعدام!!! برای متخلفین را دارند و برخی دیگر واژه " تروریست" را برای بانیان این جنایات بکار می برند. زین میان شکارچیان مجاز و اخلاقی هم بی نصیب نبوده و  در بین  تروریست ها جای دارند! "ترورسیت تروریست است! خوب و بد نداریم!"
چند نکته قابل بررسی می باشد.
1-    آیا شناخت درستی از جامعه شکارچیان قانون مند و غیر مجاز وجود دارد؟
2-    آیا صرف ممنوعیت و وضع قانون توسط مجلس محترم مثمرالثمر خواهد بود؟
3-    آیا تنها شکار عامل تخریب حیات وحش و محیط زیست است؟
4-    سیاست های بعضا متضاد ارگانها بر افزایش تخریب آیا تاثیری دارد؟

این نکته قابل توجه است که همیشه در طول تاریخ ثابت شده است.  هیئت حاکم و مدیریتی یک مجموعه برای توجیه کاستی ها و پوشش آنها و موجه نشان دادن خود ، نیازمند یک هیجان و یک موضوع هیجان آفرین هستند.که هم کاستی ها را کمرنگ نماید و هم توجیه وضع موجود باشد.
بنده نمی گویم که سازمان محیط زیست ما ، فعالان زیست محیطی ما ، دوستداران طبیعت ما و ... دلسوز این عرصه نیستند. خیر... بحث این است که هیجان بیش از حد و افراط در این قضیه موجب ندیدن واقعیت و اتخاذ تصمیم نا درست می گردد.
قطعا
1-    باعث جذب و لج بازی عده بیشتری و تشویق آنان برای تخریب می گردد.
2-    به وضع قوانینی منجر می شود که هم ناکارآمد بوده و هم بدور از کارشناسی و منطق است. که خود بر دامنه تخریب می افزاید.


خلاصه کلام... عوامل و نکاتی بایستی لحاظ گردد تا این ممنوعیت دهان پر کن به ثمر بنشیند.و تنها به یک حرف و وضع یک قانون بی رمق تبدیل نگردد. نکاتی به اختصار عرض می گردد:


باشگاههای متعدد تیراندازی بایستی ایجاد گردد.
مراجع دینی بر موضوع شکار نگاهی ریزبینانه کنند.
صدا و سیما شروع به شناسایی مراتب و ارزش های حیات و سرمایه های ملی کند.
کودکان خردسال و دبستانی ها درسی بنام محیط زیست را پاس کنند.
قاچاق سلاح و فشنگ کنترل گردد.
عشایر ساکن در زیستگاهها یا بیرون و یا خلع سلاح گردند.
صلاحیت اسلحه داران مجدانه بررسی گردد.
قوانین سختگیرانه تر و زد و بند در جریان اجرای احکام حذف گردد.
قرق های خصوصی و درآمدزایی بخش شکار ، طبیعت و گردشگری انجام گیرد.
برای شکارچیان متخلف احکامی چون ، تبعید ، بیگاری اجباری زیست محیطی ، دوره های اجباری عکاسی و پرنده نگری، و … لحاظ گردد.
گروههای دوستدار طبیعت مجدانه و نه نمایشی تشکیل گردند (مثلا چرا هیچکدام از مسئولین ما در این گروهها واقعا فعالیت نمی کنند)؟؟
جوایز و درآمدهایی برای حافظان عرصه ها در نظر گرفته شود.
افزایش نیرو و بودجه حفاظتی در دستور کار قرار گیرد.
و…دهها مورد دیگر.


این چند خط هم برای دوستانی که رژیم گیاهخواری در پیش گرفته که جدای از تضعیف نسل از منظر قرآن تجاوز به حقوق دیگران تلقی می گردد.
"عده ای بعنوان اینکه گوسفند نیز حق حیات دارد و یا حتی باکتریهای درون شیرحق حیات دارند. از خوردن گوشت و شیر و ... خودداری نموده و به رژیم گیاهخواری روی می آورند.
اسلام این رفتار را تشریع دانسته و حرام می داند.در آیه 87 سوره مائده می خوانیم:ای کسانی که ایمان آورده اید آنچه را خداوند از طبیعت بر شما حلال قرار داده بر خود حرام نکنید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوز کاران را دوست ندارد.

 

 

 


برچسب‌ها: شکار, ممنوعیت, گیاهخواری
[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 15:1 ] [ رضاشکاری ]

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم!

 

 


سیاست های نامتوازن توزیع سلاح در کشور و عدم هما هماهنگی دستگاههای زیربط ، در سالهای اخیر سبب شده ، جمعیت زیادی از مردم بدون داشتن فرهنگ استفاده از سلاح ،صاحب اسلحه شوند. به یقین هر فردی حق دارد با رعایت ضوابط و صلاحیت های تعیین شده صاحب اسلحه شود. اما از آنجا که توزیع سلاح بایستی با جمعیت جانوری کشور همخوانی داشته باشد ، این واگذاری مشکل ساز می شود.از طرفی  قاچاق سلاح از مشکلات عدیده لرستان بوده چرا که فردی که سلاح قاچاق با خود حمل می کند ، تابع هیچ قانونی نبوده و بیشترین آسیب را بر چرخه خواهد زد. مایه تاسف است که عمده اسلحه های قاچاق در بین عشایر و جوامع محلی ما رد و بدل می شود.و بایستی فکری اساسی برای آن صورت گیرد.
در کشور ما بدلیل فرهنگ پایین اسلحه داران و شکارچیان و عدم وجود آموزشهای لازم ، وجود اسلحه فراوان مشکل آفرین شده است. از طرفی بازار پر رونق قاچاق سلاح و فشنگ در این روزها تب و تاب بیشتری گرفته و براحتی شاهد این قضیه در لرستان هستیم.
این در حالی است که زمزمه های پرداختن به قانون ممنوعیت مطلق هرگونه شکار در سال جاری در مجلس محترم  و دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست بگوش می رسد.
اما سخن اینجاست ، با این همه شبهه وارده به ماجرا ، جای بسی تعجب است که چرا در این فصل از سال انواع فشنگ های سهمیه ای در فروشگاههای مجاز استان توزیع می شود؟ آنهم در فصلی که می تواند بیشترین صدمه را به حیات وحش استان بزند.
از هم اکنون نا آگاهان اقدام به ایجاد کومه بر سرچشمه ها نموده و اقدام به شکار جوجه های پرندگان می کنند.
حقیقتا چه کسانی بایستی پاسخگوی این همه ناهماهنگی بوجود آمده باشند؟
عواملی چون خشکسالی ، حضور عشایر در زیستگاهها و اشغال سرچشمه ها ، تخریب و فرسایش زیستگاهها و عدم امنیت ، بسبب حضور گله های چندین برابر ظرفیت کافی نبود که حالا با واگذاری این تعداد فشنگ به اسلحه داران آن هم در این فصل از سال بیش از این تیشه به ریشه اندک جانداران باقی مانده زاگرس بزنیم؟
شاید جالب باشد که با وجود این همه اسلحه و فشنگ در لرستان ، نه از بخش خصوصی و نه دولتی اقدامی در جهت ایجاد باشگاههای تیراندازی در سطح استان نمی بینیم. نبایستی فراموش کرد  با ایجاد باشگاههای تیراندازی می توان شکارچیان و علاقه مندان را به سوی اهداف بی جان ، به جای شکار سوق داد. تردیدی نیست که ایجاد باشگاههای تیراندازی نقش زیادی در کاهش فشار به زیستگاهها خواهد داشت.
قاچاق فشنگ چنان علنی شده که هر نوجوان اسلحه دار براحتی به فشنگهای قاچاق (چارپاره و اسلاگ) دسترسی دارد. فراموش ننماییم پلنگ سپید دشت که اکنون از درد و رنج و فلج اعضا رنج  می برد. هدف شلیک چارپاره قاچاق قرار گرفت.

 


و از همه مهمتر، همانطور که در چند وقت اخیر شاهد بودیم  در جریان "موج بیداری زیست محیطی " و پرداختن رسانه ها و جراید به این موضوع و تبدیل شدن آن به یک مسئله حاد و بحث محافل ، عملا هیچ اقدامی برای  محیط زیست استان انجام نشده است. حال ثابت گردید با واگذاری فشنگ آنهم بقیمت گزاف در فصل نامناسب به تنها چیزی که بها داده نمی شود محیط زیست وحیات وحش است.
امیدواریم بین  ارگانهای زیربط ، سازمان حفاظت محیط زیست ، اسلحه و مهمات ، سازمانهای مردم نهاد ، جامعه شکارچیان مجاز و ... تعامل بیشتری صورت گیرد. وهر کدام برای خود ساز مخالف نزنند.
با رصدی که در سطح استان انجام گرفت مشخص گردید که درصد عمده ای از سهمیه های فشنگ به کسانی تعلق می گیرد که بتازگی صاحب اسلحه شده و فاقد صلاحیت های لازم می باشند.گرچه صرف داشتن دفترچه شناسایی شکارچیان به صلاحیت افراد چندان کمکی نمی کند.اما لااقل کسانی که این دفترچه را از سازمان حفاظت محیط زیست در اختیار دارند ، در سالهای گذشته زیر چتر قانون اقدام به شکار مجاز نموده اند.
 ولی افسوس که در بیشتر مناطق استان ، در حالی که شکارچیان محلی و بعضا ناآگاه  و تازه اسلحه داران ، اقدام به ایجاد کومه بر سرچشمه ها نموده و دست به قتل عام جانداران می زنند. چرا سهمیه فشنگ براحتی در اختیارشان قرار می گیرد؟


با احترام
رضا شکاری
میثم انصاری

 


برچسب‌ها: فشنگ قاچاق, سهمیه مهمات
[ جمعه سیزدهم تیر 1393 ] [ 15:14 ] [ رضاشکاری ]

http://khoramhunter.mihanblog.com/post/149
و
http://khoramhunter.mihanblog.com/post/150

آیا جز تنگ صیاد دیر زیستگاه های طبیعی کشور استعداد مدیریت نخجیرداری و بهره برداری پایدار را ندارند؟

چرا شکارگران قانونمند در حالی می بایست چندین سال در انتظار دریافت پروانه چهارپا باشند که گوشت فروشان و شکار دزدان محلی به راحتی در هر زمان زحمات محیطبانان زحمتکش را پاک می روبند؟

آیا همین نخجیرگر این گزارش توانایی شکار غیر قانونی و استفاده از بلد و کوله کش محلی برای تخلف را نداشته است؟

آیا نباید بین این افراد و متخلفان تفاوتی باشد؟

چه کسانی آیین و اخلاق شکار را به این گونه نخجیرگران آموخته اند؟ تجربه و دمخور شدن با ریش سپیدان شکارگر و یا آموزش از مجاری قانونی همچون کارشناسان محیط زیست و یا باشگاه ها و شرکت های نخجیرداری خصوصی؟

چه رفتار و مدیریتی باید در پیش گرفت تا:

1-این قبیل شکارگران به تخلف کشیده نشوند
2-نسل های جدید شکارگران و دارندگان مجاز سلاح شکاری خود را ملتزم به رعایت از قانون، حتی بدون مامور و محیطبان، بدانند.
3-درآمد حاصله صرف حفاظت و تامین نیروی حفاظتی گردد.

چه باید کرد؟
 
کار شبه علمی و پروژه های حکیم فرموده همچون شمردن سرگین مرال گلستان در کنار مهوش و پریوش و پرورش خبرچین همراه با سمفونی اره برقی و بانگ شلیک شکاردزدان محلی و نوکیسه های خواهان مرال و اوریال تروفی؟؟؟

و یا


مهتری گر به کام شیر در است    /   شو خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرگی و عز و نعمت و جاه    /  یا چو مردانت، مرگ رویاروی

 

با تشکر از جناب کوشان مهران

جناب اکبری

و جناب موحدی


برچسب‌ها: شکارمجاز, تنگ صیاد, تروفی
[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 1:21 ] [ رضاشکاری ]
برگ عشرت مکن ای غنچه که ایام  بهار / آنقدر نیست که پیراهن خود چاک کنی
روی ناشسته به درگاه تو خوبان آیند / گر تو چون آینه دامان نظر پاک کنی
 
 
 
این هفته شاهد تغییر مدیر کل محیط زیست استان لرستان بودیم.
جناب آقای بازگیر رفتند و جناب آقای فتحی بیرانوند آمدند.
 

اگر نگاهی بیندازیم به کارنامه 4 سال گذشته جناب بازگیر به نکات جالبی برخواهیم خورد.
 
 

شاید برای همراهان عزیز توضیح نکاتی برای گشایش بحث لازم باشد.
لرستان با تاریخ و طبیعت غنی و دارا بودن استعداد بالا در این زمینه می تواند پرچمدار تنوع زیستی و زیباییهای زاگرس میانی باشد.سرزمین مفرغ ، با غارهای باستانیش، ظرفیت بالایی برای معرفی شکوه و جلال گذشتگان این دیار و طبیعت بی نظیرش ، می تواند پذیرای گردشگران بیشمار باشد.
فراموش ننماییم لرستان جمعیت عشایری فراوان دارد و کشاورزی و باغداری سنتی و نیمه سنتی و دامداری سنتی و تغییر اقلیم و خشکسالی ، صدمات زیادی را به زیستگاههای طبیعی این منطقه وارد آورده است.اصلیترین مشکل اینجا وجود گله های چندین برابر دام است که سرعت تخریب را در این سالها قوت بخشیده اند.از طرفی وجود اسلحه فراوان در دست مردم و مهمتر از آن بازار  پررونق قاچاق سلاح و فشنگ ، تهدیدی جدی برای عرصه های این دیار هستند.فرهنگ زیست محیطی قابل قبول نبوده و آموزش برای تغییر باور و سنت های مردم  در اینجا جایی ندارد.کل لرستان حتی یک باشگاه تیراندازی روباز ندارد و از این حیث واقعا در مضیغه هستیم.
اینها را عرض کردم که بگویم واقعا حفاظت در لرستان کار سختیست.و سازمان حفاظت از محیط زیست با نیرو و بودجه اندک کار زیادی از دستش بر نمی آید.می توان گفت هنر سازمان این می تواند باشد که دیگر ارگانها را با خود همسو و هم جهت کند و از آنها کمک بگیرد.با توجه بیشتر رسانه ها بخصوص رسانه تلویزیونی استان ، می توان در لرستان برای بالا بردن فرهنگ زیست محیطی مردم تلاش نمود.واقعا ما در این بخش ضعف داریم ، هنوز نتوانسته ایم مستند ارزشمندی در مورد خرس و یا پلنگ لرستان و یا سمندر و ماهی کور بسازیم و عرضه کنیم.


در 4 سال گذشته سیاست های سازمان با توجه به بضاعت آن عملکرد خوبی را نشان دادند.که مهمترین کاستی ها و نقطه قوت ها از نظر حقیر  اینها هستند:

نقاط قوت:
 
  • توجه ویژه به بخشهایی مثل بخش پاپی ، گرین ، سفید کوه ، قالی کوه ، اشترانکوه و... (هرچند شاهد تلاشهایی در این زمینه بودیم و نصب تابلوهایی و توجهاتی را دیدیم. اما کافی نبوده و هنوز هزار راه نرفته داریم.)
  • ممنوعیت فعالیت هرگونه کارگاه تاکسیدرمی در سطح استان که گرچه بظاهر تاثیری نگذاشت. اما با توجه به فرهنگ نادرست شکارگری مردمان این دیار ، اثرات هرچند کوچک و بازدارندگی ایجاد کرد.
  • بالا رفتن روحیه مسئولیت پذیری و جانفشانی کارکنان یگان حفاظت استان که بشخصه شاهدش بودم ، حتی در نیمه های شب شاهد کمین زدن وبرخورد با متخلفان بودیم که جای تقدیر دارد.
  • جلب همکاری و مشارکت بیشتر ارگانهای ذی نفوذ در این عرصه ...چون : نیروی انتظامی ، جنگلبانی ، دادستانی و .... و بخصوص شوراهای روستا. که می تواند در حفاظت بهتر تاثیر گذار باشد.
  • برگزاری همایش های گوناگون را در این مدت شاهد بودیم که جدای از فرمایشات نادرست مرسوم همایش ها ، می تواند توجهات را بدین منطقه با استعداد جلب نماید.
  • مبارزه با غارتگران گیاهان نادر و دارویی و بازنشر آن در خبرها.(گرچه تاثیر زیادی نداشت و همچنان عشایر  ودام ها عامل اصلی تخریب اند)
  • مبارزه با کوره های ذغال و کارگاههای آلاینده ، کشفیات بالای اسلحه ، کاهش پارتی بازی برای رهایی متخلفان.همکاری مجدانه قضات تخصصی محیط زیست، و ... نیز از نکات قابل توجه بودند.


کاستی ها:

 

  • کمبود نیرو و تجهیزات بخصوص در شهرهای دورافتاده و کوچک استان.
  • نداشتن برنامه ای برای پرورش و تکثیر که ضعف عمده سازمان محیط زیست کشور می باشد.
  • عدم آموزش شکارچیان و ناهماهنگی در صدور مجوزهای شکار (که قطعا منجر به تخریب بیشتر می شود.)
  • عدم مبارزه با باورها و خرافه های نادرست بین مردم محلی مثل (شکار گراز و چوله و کفتار)
  • بازنشر برخی اخبار غیر کارشناسی و حاشیه دار را هم در این مدت شاهد بودیم که از جمله ضعف های سازمان تلقی می شود.
  • و...و... و...                                                                                                                      در پایان جا دارد از جناب بازگیر تشکر نموده و برای جناب فتحی بیرانوند آرزوی موفقیت نماییم.



برچسب‌ها: تغییر مدیرکل محیط زیست لرستان, مفرغ, صائب تبریزی
[ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 ] [ 23:0 ] [ رضاشکاری ]

درود
پای خاطرات یکی از کهنه شکارچیان منطقه سفید کوه نشستم. فرمودند قبل انقلاب کل روستاهای اطراف منطقه سفیدکوه یک عدد اسلحه سرپر داشتیم که در گونی پیچیده و در جایی دوردست زیر خاک پنهان کرده بودیم. بماند که تهیه باروت برای یک شلیک چقدر سخت بود و بجای ساچمه از شیشه خورده و سنگ خورده استفاده می کردیم.
اکنون عشایر همان عشایر هستند. منتها این حکایت از اقتدار ارتش و شکاربانی سابق ،در آن روزها دارد.گرچه اکنون چوپان ما گوشی روز بدست دارد و ماشین شاسی بلند می نشیند!
در اخبارسراسری گزارشی از تفنگ شکانی شکارچیان مازندرانی و تحویل اسلحه به سازمان محیط زیست خیلی برایم جالب بود.
گویی کسی نمی داند که یک اسلحه مجوز دار ارزان قیمت لااقل 3- 4 میلیون آب می خورد. و آنها که در تصویر شکستند ، تفنگ های سرپر دوران صفویه بودند! و آیا طبق قوانین جاری کشور دادن اسلحه به غیر و یا ارگانی بغیر از اسلحه مهمات ارتش ، نقض آشکار قوانین است یا خیر؟!
 این اقدامات نمایشی آیا دردی از این طبیعت ما دوا می کند؟؟؟
آیا تحریک احساسات و دل مشغولی مردم عادی به قضیه شکار و شکارچی و معرفی آن به عنوان تنها و مهمترین عامل تخریب مثمر الثمر خواهد بود؟؟؟
آیا بجای اینها نمی توان فرهنگ اسلحه بدستان را بالا برد؟ آیا برای مبارزه با قاچاق سلاح و فشنگ نمی شود کاری کرد؟ آیا برای قرق های خصوصی اقدام علمی و عملی می بینیم؟؟
آیا باشگاههای تیراندازی به قدر کفایت ایجاد کرده ایم؟؟
نازنینان به تجربه ثابت شده است که طبیعت قدرت احیای خود را دارد.تخریب زیستگاه بسیار وحشتناک تر و غیرقابل جبران تر از وجود صدها شکارچی است.منظورم از تخریب زیستگاه احداث سد و کارخانه و جاده نیست. چرا که اینها همگی آشکارند و کسی در کشورما نمی تواند جلوی آن را بگیرد.
منظور بنده حضور عشایر در زیستگاهها و گله های چندین برابر ظرفیت است.در سالهای اخیر به جهت بازار پرسود گوشت گوسفند حتی کارمندان و حقوق بگیران دولتی هم به سرمایه گذاری دراین بخش ترغیب شده اند. این معضل خاموش دارد طبیعت ما را به ویرانی می برد. جمعیت گله های دام ، ده ها برابر شده است و تمامی گونه های گیاهی در حال نابودی هستند.
تمامی آبشخورها و اندک چشمه ها یا قرق گله ها هستند و یا محل اسکان چادرهای موقت ، آن هم در زمانی که اوج نیاز جانداران به آب است. آنها در این فصل باید بچه های خود را بزرگ کنند. که نه امنیتی دارند و نه آبی برای خوردن و نه بوته ای که در پناهش مخفی شوند.

نازنینان این مراتعی که ویران می شوند و این جاندارانی که از بین می روند ، متعلق به همه ما هستند و سرمایه ارزشمند و غیرقابل بازگشت ما بحساب می آیند.

 

 


برچسب‌ها: تخریب زیستگاه, گله های دام, شکار
[ سه شنبه بیستم خرداد 1393 ] [ 22:17 ] [ رضاشکاری ]

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز / ورای حد تقریر است ، شرح آرزومندی
حافظ
کسی زین میان گوی دولت ربود / که در بند آسایش خلق بود
سعدی



درود بر همراهان
صاحب عکس فوق زنده یاد  علی محمد ساکی است.اولین شهردار خرم آباد.اسمش همیشه بر سر زبان قدیمیهای شهر است و همه او را به عنوان اولین متحول کننده شهر می شناسند.وی در کسوت شهردار کارهای فراوانی را انجام داد و بنای خیلی از کارهای آینده را گذاشت.از جمله اقداماتی که در زمان وی انجام گردید احداث دریاچه کیو بود که هنوز هم یکی از زیبایی های شهر خرم آباد است. دریاچه ای حاصل چشمه بزرگی به همین نام.
چهارشنبه 22 خرداد مصادف با بیستمین سالروز درگذشت "علی‌محمد ساکی" شهردار نامی و خادم بزرگ شهر خرم‌آباد است. جا دارد یادی کنیم از این بزرگوار و رحمتی فرستیم برخوان نعمتش.

 


عکس دریاچه کیو از فراز سفید کوه


بقول جناب سعدی:
نیامد کس اندر جهان کو بماند / مگر آن کزو نام نیکو بماند
نمرد ، آنکه ماند پس از وی بجای / پل و خانی و خان و مهمانسرای
هر آن کو نماند، از پسش یادگار/ درخت وجودش نیاورد بار
وگر رفت و آثار خیرش نماند / نشاید پس از مرگش الحمد خواند
چو خواهی که نامت بود جاودان / مکن نام نیک بزرگان نهان


برچسب‌ها: علی محمد ساکی, دریاچه کیو
[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 2:12 ] [ رضاشکاری ]
 

نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد / که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داری

ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق / قدم برون نه اگر میل جست و جو داری

 

 

 

 

عکس مرهمتی استاد مهران از بیرجند گونه سهره طلایی را بر روی لانه به تصویر می کشد.

 

امثال بنده بایستی سالهای سال تجربه اندوزی کنیم که بتوانیم جنین عکسی بگیریم.دسمریضاد

 

سهره طلایی به نام محلی (سیره زرده) گونه ای نیمه مهاجر در لرستان است. در سالهای نه چندان دور گله های بزرگ آن در دی ماه خصوصا در منطقه دیده می شدند. و در برخی مناطق هم اقامت دائم دارند.

 

جالب است تا بحال نمی دانستم این گونه با درخت بنه(کلخنگ) هم سازگار است.

 

با تشکر از استاد مهران عزیز

این  عکس زاقارت هم از شیخ!


برچسب‌ها: سهره طلایی, بیرجند, لرستان
[ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ] [ 19:46 ] [ رضاشکاری ]

دلا تاکی همی جویی منی را / چه داری دوست هرزه دشمنی را

چرا جویی وفا از بی وفایی / چه کوبی بیهده سرد  آهنی را؟؟؟


 

 


http://www.iew.ir/1393/03/09/25639


دیگر حالم از خودم هم بهم می خورد!
اسلحه را بدست کسانی داده اند که به عمرشان اینقدر راحت و بی دردسر دسترسی بدان نداشته اند.قاچاق سلاح چندین برابر شده.
شاهد هیچگونه برنامه آموزشی و علمی حتی در مخیله مسئولین برای تفنگ بدستان جدید نیستیم.منطقه حفاظت شده سفیدکوه پر است از گله های دام بیشتر از آنچه که تصورش را می کنید.چوپانی که جرات حمل تک لول دست سازش را تا همین چند سال پیش نداشت حالا مسلح به 5 تیر ترک با مجوز است و در جیبش چارپاره قاچاق دارد.
عزیزان این کشتارها همگی معنی دارند این فجایع همگی دارند یکصدا فریاد می زنند که صلاحیت کسانی که سلاح بدستند چقدر فاجعه بار است. همان ارگانهایی که اسلحه بدست مردم عادی دادند کجایند؟ آنان که قرار بود قاچاق سلاح را ریشه کن کنند آیا این همه اسلحه و فشنگ قاچاق را می بینند؟ که مثل نقل و نبات شده است؟
بنده و خانواده ام حتی یک بار هم تاکید می کنم حتی یک بار به جانداری غیر شلیک نکرده ایم.حتی یک بار در فصل غیر شکار آسایش جانداری را سلب نکرده ایم. واقعا چه اتفاقی دارد می افتد؟
دریک کشور جهان سومی با این همه ادعا به کجا رسیده ایم؟ چه اقدامی برای خروج عشایر و گله های بی شمار از مناطق حفاظت شده صورت گرفته است؟ چه کلاس آموزشی و نه فرمایشی برای ساکنان مناطق حفاظت شده تشکیل شده است؟
فردا هم شاهد سیل عظیم هیجانات هستیم اما غافل اینکه در پناهش سدها راه خود را می روند و جاده هایشان قلب مناطق بکر را می شکافد.زمینهای کشاورزی مراتع را می بلعند و کم کم تغییر کاربری داده و مبدل به ویلا و باغ می شوند.تخریب زیستگاهها روز بروز عرصه را بر اندک وحوش منطقه تنگ کرده و در نهایت تیر اسلحه یک ناآگاه اینگونه ذخیره ارزشمند جانوری را به یغما می برد.
آیا زمانش نرسیده از عوام فریبی دست برداریم؟ آیا کشور جهان سومی بقول خودمان در حال توسعه ما نمی خواهد اقدام عملی و علمی زیست محیطی بکند؟
واقعا امثال بنده باید غصه بخوریم یا نه؟؟؟ چه کاری از دستمان برمی آید؟؟؟


برچسب‌ها: لرستان, سفیدکوه, کشتارخرس
[ شنبه دهم خرداد 1393 ] [ 1:10 ] [ رضاشکاری ]

شاهزاده مسعود میرزا ظل السلطان در خاطرات خود به آتش سوزی ایجاد شده در عمارت مسعودیه، منزل شخصی او، در تهران اشاره می نماید که با وجود برآورد دویست هزار تومانی خسارت وارد شده در دهه هشتاد قرن نوزدهم، بیشتر برای دو شاخ مرالی افسوس خورد که در آتش سوزی از دست رفت.

شاهزاده این دو مرال باشکوه را در پاپی لرستان شکار کرده بود، زیستگاهی جنگلی و بهشت مرال، شوکا، گوزن زرد و در نواحی صخره ای کبک دری و خرس قهوه ای.

بارون دوبد و سر هنری لایارد هر دو در دهه چهارم قرن نوزدهم به وجود شیر در جنگل های پوشیده از جنگل بلوط  اطراف شهر خرم آباد لرستان اشاره داشتند و بویژه لایارد تاکید می نماید که شیرها با گرم شدن هوا به ارتفاعات رفته و با شروع سرما بسوی دره ها حرکت می نمودند.
هنوز این زیستگاه پتانسیل احیای مرال و گوزن زرد را دارد منتهی اگر واقعا بخواهیم و از نیروهای علاقه مند محلی استفاده حقیقی بنماییم.
یکی از مهم ترین عوامل تهدید پوشش جنگلی پاپی لرستان کوره های ذغال  می باشد که با قطع درختان بلوط و عدم احیای پوشش جنگلی تیشه به  ریشه این بهشت پنهان زاگرس می زنند.
ضمن تشکر از جناب کوشان مهران.

هر وقت پای به منطقه پاپی می گذارم افسوس می خورم که چرا این منطقه با این وسعت و استعداد نباید حفاظت شود؟چرا طرح های نوین نخجیرداری و حفاظت وحوش در اینجا استفاده نشود؟در کجای زاگرس می توان چنان منطقه باشکوهی دید؟ پربارش ترین منطقه زاگرس ، دارای بیش از 30 آبشار شناخته شده و ناشناخته، جمعیت عشایر اندک بجهت صعب العبور بودن و نداشتن جاده دسترسی، وسعت زیاد منطقه ، فرهنگ بالای مردمان ، و ... همه از پاپی بهشتی ساخته اند وصف نشدنی.
اینجا می تواند پذیرای گردشگران بیشمار باشد می تواند درآمد زا باشد، می تواند معرف تاریخ و فرهنگ قوم مفرغ باشد.
در ادامه عکسهایی از منطقه پاپی که این هفته تهیه نموده ام تقدیم می گردد....

 یخچال طبیعی و بیل مکانیکی

 عکسها در ادامه مطالب...

 

 


موضوعات مرتبط: کوهنوردی وصعود
برچسب‌ها: پاپی, بهشت لرستان, مرال, ظل السلطان
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 ] [ 18:14 ] [ رضاشکاری ]

گفت پیغمبر به اصحاب کبار / تن را مپوشانید از باد بهار

که آنچه با برگ  درختان می کند / با تن و جان شما ، آن می کند



یکی از مهارت‎هایی که هر طبیعت گرد و شکارچی بایستی فرا گیرد، شناختن گیاهان خوراکی و دارویی و خواص هر یک از آنهاست. برای او آگاهی از زمان و مکان رویش این گیاهان، تجربه‎ای ارزشمند به حساب می‎آید.

در زاگرس مرکزی گیاهان خوراکی و دارویی زیادی با آغاز بهار می‎رویند و اغلب طبیعت گردان و شکارچیان به بهانه چیدن آنها راهی کوهستان می شوند.

کم کم درختان برگ می‎آورند و جانوران در تکاپوی جفت‎یابی و لانه‎سازی هستند. بوی بهار همه جا به مشام می‎رسد و روح و روان آدمی را جلا می‎بخشد.

هر یک از این رستنی‎ها بنا بر منطقه جغرافیایی خود، دستور طبخی متفاوت دارند؛ مثلا در لرستان تره زرشک را با کمی برنج بصورت کته درست می‎کنند.

همچنین نوعی کرفس کوهی با نام محلی پنومه (Penoma) طعم مطبوعی به خورش می‎بخشد، در کهکیلویه از "بیلهر" ترشی‎های خوشمزه‎ای می‎گیرند.

در بختیاری و کردستان گیاهان معطری در دوغ می‎ریزند و آب‎گوشت با طعم سبزی کوهی کاله (Kalah) کرمانشاه بسیار دلچسب است. کنگر با ماست دشت ارژن فارس هم نبایستی فراموش شود.

و اما از موارد مهمی که در این سال‎ها مشاهده می‎شود، چیدن بیش از اندازه و ظرفیت این محصولات است.

فراموش نکنیم جانداران زیادی هستند که حیات‎شان وابسته به این نعمات خداوندی است. پس سعی کنیم بیشتر از سهم خود برنداریم. برای مثال برداشت بی‎رویه آویشن کوهی برای ارائه به بازارهای محلی موجبات نابودی این گونه را در مناطقی مانند کوهستان باهر Bahor) ) شهرستان درود، فراهم کرده و بیشترین ضرر را به زنبورداران منطقه زده است.


برای جمع‎آوری گیاهان خوراکی و دارویی درفصل بهار بنظرمی‎رسد رعایت نکاتی لازم باشد.

  • نحوه چیدن بایستی درست و اصولی انجام شود بگونه‎ای که فرصت احیای مجدد را  به گیاه یا بوته بدهیم. مثلا برخی آویشن را با ریشه می‎کنند که این کار باعث نابودی آن می‎گردد.
  • برداشت را صرفا به یک منطقه محدود نکنیم تا نمونه‎های برجای مانده فرصت بالغ شدن و دانه‎ریزی داشته باشند.
  • برای شناسایی گونه ها از افراد با تجربه کمک بگیریم و مواظب نمونه‎های مسمومیت‎زا و غیرخوراکی باشیم. برخی گونه‎ها به نمونه اصلی بسیار شبیه هستند. مثل شباهت انواع قارچ‎ها و تره‎های کوهی.
  • در هنگام چیدن نهایت دقت را به خرج داده و مواظب گزیدگی جان‎دارانی چون، مار،عنکبوت و انواع حشرات باشیم.
  • مواظب باشیم برای چیدن یک گیاه خوراکی و دارویی در لبه‎ی صخره‎ها و مناطق صعب‎العبور پای‎مان لیز نخورد. هیچ چیز با ارزش‎تر از سلامتی نیست.
  • از چیدن و استفاده محصولاتی که نصفه نیمه توسط جانوران خورده شده‎اند، خودداری کنیم.
  • به‎خاطر داشته باشیم اوایل بهار موسم باران‎های رگباری و غیرقابل پبش بینی است. خطر برخورد صاعقه در این فصل از سال بسیار جدی است. بهتر است در جایی امن پناه بگیریم تا وضعیت عادی شود.
  • خودرو را در محلی مناسب پارک کنیم که در بازگشت، طغیان نهرها وسیلاب راه را بر ما نبندد.
  • نهایت سعی خود را برای برهم نخوردن رفاه و آسایش وحوش انجام دهیم. در این فصل پرندگان و چارپایان بسیار آسیب پذیرند.

توضیح عکس: قارچ گلی (GELI) که درپای درختان بلوط می روید.


توضیح عکس: تره زرشک


توضیح عکس: تره زرشک طبخ شده با کمی برنج



توضیح عکس: کلکنه(Kolkene) چای کوهی

رضا شکاری / یافته - خرم آباد
این یادداشت اختصاصی در " پایگاه خبری ، تحلیلی یافته " منتشر گردید



برچسب‌ها: گیاهان دارویی, زرشک, چای کوهی, قارچ, لرستان
[ دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 ] [ 12:56 ] [ رضاشکاری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

رضا شكاري هستم.كوهنورد ،عاشق محيط زيست و حيات وحش

من آن کودک سپید موی مور به چنگم. خانه ما همسایه بیابان است. درامتداد نگاهم به دشت پرده ای نیست و طبیعت را لخت وعریان لمس می کنم. گاه در آواز تفنگ. گاه در بوی باروت. گاه در غمزه میش. گاه در شگفت بیداری آفتاب. گاه در غرور کوه. شکار خشنودم می کند. لمس دست نه یافتنی ها کودکم را سر ذوق می آورد.

یاد داشته هایی از بارانی مرد سخن، سهراب.

شكار انعكاس صداي طبيعت است.گاه در غرش تفنگ ، گاه در بوي باروت و گاه در صداي صفير گلوله.شكارچي (واقعي) با تمام وجود طبيعت را لمس و احساس مي كند.و برايش دل مي سوزاند...شايد تعجب كنيد!!!

هستند شكارچياني كه با وجود همراه داشتن تفنگ ، به احدي جاندار شليك نمي كنند. وصرفا به لمس طبيعت و هدف زني اكتفا مي كنند. و البته شكار ورزشي.

حذف يك حيوان براي شكارچي آنگاه صورت مي گيرد، كه بداند چرخه را بر هم نخواهد زد.

شكارچي كهنه كار به مصاف حريف كهنه كار مي رود. شكار ساده و درمانده و كم سن وسال ، او را اغنا نمي كند.

غمي كه شكارچي بر سر لاشه شكار ماده يا شكار جواني مي خورد ، برابر با غم تمام عالم است.

****

هرگز شکار خشنودم نکرد. اما شکار بود که مرا پیش از سپیده دم، به صحرا می کشید. و هوای صبح را میان فکرهایم می نشاند. در شکار بود که ارگانیسم طبیعت را بی پرده دیدم. به پوست درخت دست کشیدم. در آب روان، دست و رو شستم. در باد روان شدم. چه شوری برای تماشا داشتم. اگر یک روز، طلوع و غروب آفتاب را نمی دیدم، گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن، مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت... سهراب سپهری

***

تو با دشمن نفس هم خانه اي
چه در بند پيكار بيگانه اي

اگر پاي در دامن آري چو كوه
سرت زآسمان بگذرد از شكوه

صد انداختي تير و هر صد خطاست
اگر هوشمندي يك انداز و راست

reza.shekari62@yahoo.com
امکانات وب