X
تبلیغات
شکاروطبیعت لرستان

شکاروطبیعت لرستان

فلسفه شکار-حفاظت محیط زیست - تروفه


سعدی حکایت می‏کند:
زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که عادت او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که خواست او بود تا ظن شایستگی در حق او زیادت کنند. چون به منزل خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب هوش داشت. گفت: ای پدر، در مجلس سلطان طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم، که به کار آید. پسر گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.
کلید در دوزخ است آن نماز / که در چشم مردم گزاری دراز


واقعا مضحکه است!


این لینک را ببینید
http://www.iew.ir/1393/02/01/23937#comment-36204


روزگاری شد که از هر ۵ خبر سایت وزین دیده بان حیات وحش و محیط زیست ایران ، لااقل ۲ خبر به لرستان اختصاص داشت! گویی کل حیات زیست محیط زاگرس در لرستان خلاصه شده بود! به سرعت شاهد خبرساز شدن لرستان و کانون توجه شدنش بودیم.فعالان زیست محیطی از این وضعیت هم نگران و هم خرسند بودند . امید می رفت با توجهات به وجود آمده در آینده ای نزدیک شاهد بهبود وضعیت لرستان بعنوان یکی از با استعدادترین مناطق زاگرس خواهیم بود.
و اما در پشت این کارخانه خبرسازی صندلی های لرزان مدیریت ها مستحکم می گردید و آب از آب هم تکان نمی خورد!
و اما امروز که در محضر شما هستم. شرحی می خوانم از وضعیت اسف بار زیست محیط این استان.
لرستان در بین استانهای کشور کمترین مناطق حفاظت شده را نسبت به استعداد و وسعتش دارد.۲ منطقه حفاظت شده سفید کوه خرم اباد و سفید کوه(اشترانکوه) ازنا و درود. بواسطه وجود مراکز نظامی در قلب این مناطق هنوز نیم نفسی از حیات را شاهدیم. که آنهم با هجوم گله های چندین برابر ظرفیت و حضور عشایر در زیستگاهها در حال شمارش معکوس نابودی کامل می باشند.
لرستان بعنوان مرکز قاچاق سلاح در منطقه معروف است و انواع فشنگ و وسائل و ادوات غیر مجاز را می توان در آن براحتی پیدا کرد. بشخصه با هر شکارچی آشنا می شدم اولین سوالش این بود: اونجا اسلحه خوب خیلی زیاده! می تونی برام گیر بیاری؟!


توضیح عکس:تک گلوله(اسلاگ) و چارپاره قاچاق که در لرستان بوفور خرید و فروش می شود.

وضعیت خبررسانی و هیاهوی رسانه ای تا آنجا پیش رفت که در مجموعه های تلویزیونی هم به کنایه به موضوع خبرهایی چون پلنگ لرستان پرداخته می شد.
خبرهای کم ارزش و رسانه ای آنقدر از لرستان می رسد و چنان با آب و تاب منتشر می شود که یادآور روزهای پایانی جنگ جهانی است!
ضبط اسلحه قاچاق ترک ۲۰۰ تومانی به عنوان مگنوم ۱۰ میلیونی اعلام می گردد و کشف چند پوکه و ۵۰۰ گرم گوشت فریز شده در بوق و کرنا. از خبر دریده شدن ۴۴ راس بز توسط پلنگ بیچاره هم نباید غافل بود که چه بلوایی براه انداخت.
برای لحظه ای منکر وضعیت سخت حفاظت از عرصه های لرستان نیستم.و نیک می دانم که حفاظت در لرستان با حضور این همه عشایر در زیستگاهها و این همه سلاح و فشنگ کار دشواریست.
سخن بنده این است، تا کی شاهد خبرهای آنچنانی از لرستان باشیم و اما در عمل چیزی نبینیم؟ چرا وضعیت زیست محیطی بهبود نمی یابد بلکه روز بروز اسف بار تر می گردد؟
کار را بایستی از کسانی مثل جناب آقای افشار آموخت. حق دارید او را نشناسید. او سالهاست گمنام و بدور از هیاهو دانه بلوط می کارد و آنها را به مراتع هدیه می دهد. مهم نیست که گوسفندان لگدمالشان کنند . او کار خود را می کند.
با آموزش خانه به خانه و تقویت باورهای محلی در لرستان می شود کاری کرد.چگونه می توان برای فهم مراتب محیط زیست قدمی برداشت در حالی که صدا و سیمای لرستان وقتش را به برنامه های طنز مضحک می گذراند.
چه اقدامی برای خروج عشایر و دام های بی شمار از زیستگاههای حفاظت شده انجام شده است؟چرا با وجود بلعیدن سرمایه های ملی توسط دام های چندین برابر ظرفیت ، لرستان نیازمند واردات گوشت است؟ کدام مجوز اجازه حفر این همه چاه عمیق و در لوله کردن آب چشمه های اندک این دیار را داده است؟ چرا هیچ سرمایه گذاری برای قرق این طبیعت بکر خدادادی پا پیش نمی گذارد؟ واگر هم بگذارد چرا کار شکنی می شود؟
انتشار این گونه خبرها نشان از ضعف مفرط و انزوای سازمان حفاظت محیط زیست لرستان به عنوان متولی امر حفاظت و احیای زیستگاههای استان است.پیش خود می گویند : حال که دست مان از همه جا کوتاه است با حکم ورود به منزل کاری بکنیم!
تعجبی هم ندارد ، تا زمانی که وقت و انرژی سازمانی برای این قبیل کارهای تبلیغاتی صرف می شود دیگر وقتی برای امورات اساسی و آموزشی و بازدارنده باقی نمی ماند.
در ۳ منطقه از لرستان تابلوی شکار ممنوع نصب گردید.دیری نپایید که به دلیل عدم توجهات تابلوها به سیبل اسلحه ها بدل گشت و منطقه پر از دام شد.درواقع می توان گفت نصب چند تابلو ، تبدیل به نان دانی برای بخش تدارکات سازمان گردیده .
فراموش کرده ایم همین چند روز پیش مدیر سازمان در حالی از وجود چاله های بنزین پس از گذشت بیش از ۲ ماه در پلدختر اظهار بی اطلاعی نمودند، که آلودگی منطقه داد همه را درآورده بود.
چرا نباید کسی پاسخگوی این مسائل باشد؟



توضیح عکس:چرای بی رویه دام در منطقه حفاظت شده سفید کوه
.................................................................................................................................................................
دوستی امروز زحمت کشیده و موضوع را با مدیرکل محیط زیست استان مطرح نمودند. پاسخ ایشان این بوده که بنده از انتشار خبر بی اطلاعم!!!!
جالب است که در متن خبر نام ایشان آورده شده است! تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
 در ادامه شرح کشفیات و توضیحات تقدیم  می گردد!
در ادامه مطالب...


برچسب‌ها: تخریب محیط زیست لرستان, نقد خبر رسانی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط رضاشکاری
اینجا منطقه چگنی است. در غرب خرم آباد. این منطقه در مجاورت رشته کوه سفید کوه و کوه با عظمت یافته است . دارای آب و هوای خوش و سراب های زیباست. شاید تعجب کنید بقایای تمدن پارینه سنگی و بنابر برخی گفته ها 40 هزار ساله در اینجا وجود دارد.

تعدادی عکس بهاری از منطقه تقدیم به شما






برچسب‌ها: یافته, چگنی, سفیدکوه
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 توسط رضاشکاری

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات / بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن

عنان به میکده خواهیم تاخت زین مجلس / که وعظ بی عملان واجبست نشنیدن  


هر از چند گاهی شاهد خبر کشتار بی رحمانه تعدادی روباه ، شغال و ... توسط دامداران سنتی و صنعتی هستیم.       http://www.iew.ir/1393/01/17/23445 

دوستان هم با بروز احساسات  درونی خود چاره مشکل نموده و اوضاع را ختم به خیر می کنند!

بایستی بیاموزیم که پس از هر نقدی می بایست راهکار عملی و اجرایی ارائه دهیم. ورنه حکایت وعظ بی عملان است و بس.

سازمان حفاظت محیط زیست بیاید با چند جوان مبتکر ایرانی قرار داد ببندد. و دستگاه فراصوتی دورکننده حیوانات را که مشابه خارجیش موجود است بدست این جوانان طراحی نموده و بسازد.هم چند جوان بیکار سر و سامانی می گیرند و هم ارز مملکت بیرون نمی رود. از طرفی سازمانهای متولی امورات دامداری ، ایشان را مکلف به استفاده از این دستگاهها کنند.اصلا در بازرسی ها به این نکته توجه ویژه ای گردد. از سوی دیگر تا زمانی که دامدار ما سرمایه خود را در خطر ببیند و سازمان برای پرداخت خسارتش کاری نکند آش و کاسه همین است.


توضیح:دستگاه دور کننده حیوانات با انتشار امواج فراصوتی که انسان قادر به شنیدن آن نیست در صورتی که در محل مناسب نصب گردد موجب دور شدن حیوانات از محدوده و پیشگیری از تبعات بعدی آن می شود.


برچسب‌ها: کشتار روباه, دستگاه صوتی دور کننده حیوانات, حامی گردگ های ایران
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط رضاشکاری
بهار آمد و خاک شد چون بهشت / بروی زمین بر هوا لاله کشت
همه بوم ها پر ز نخجیر گشت / بجوی آب ها چون می و شیر گشت
گرازیدن گور و آهو بشخ / کشیدند بر سبزه هر جای نخ
همه جویباران پر از مشک دم / بسان گل تازه می شد بخم
بگفتند با شاه بهرام گور / که شد دیر هنگام نخجیر و گور



چون ابر به نوروز رخ لاله بشست / برخیز و به جام باده کن عزم درست
کین سبزه که امروز تماشاگه توست / فردا هم از خاک تو برخواهد رست

به جشن فروردین به ماه فروردین آزادی گزین به روان و دین کیان سروش آورد ترا دانائی و بینائی به کاردانی و دیرزی و با خوی هژیر و شادباش بر تخت زرین و انوشه خور به جام جمشید و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکاری و ورزش داد و راستی نگاهدار سرت سبز باد و جوانی چو خرید، اسپت کامگار و پیروز و تیغت روشن و کاری به دشمن و بازت گیرا و خجسته به شکار و کارت راست چون تیر ، پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار و سرایت‌آباد و زندگانی بسیار. “(نوروزنامه خیام)

به جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فَرْوَدین /  برآسوده از رنج تن، دل ز کین
بزرگان به شادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند

فرا رسیدن نوروز باستانی را خدمت عزیزان تبریک عرض کرده، آرزومندم سالی پراز سربلندی و سرافرازی پیش روی تان باشد.


برچسب‌ها: نوروز, تبریک
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 توسط رضاشکاری

یکی از عقل می‎لافد، یکی طامات می‎بافد / بیا کین داوری‎ها را به پیش داور اندازیم


دی‎ماه 92 خبری تکان دهنده!

پلنگ ماده در نزدیکی جاده خرم‌آباد به سپیددشت، در حالی که به شدت زخمی بود، با تلاش محیط‌بانان سازمان حفاظت محیط زیست، هلال‎احمر و مردم محلی، پس از تعقیبی طولانی و نفس‎گیر در منطقه‎ای صعب‎العبور، بیهوش و به سرعت روانه تهران شد.

پلنگ لرستان در حالی «لُرا» نام گرفت که بر اثر اصابت گلوله چارپاره، از ناحیه پا فلج بود و سریعا در کلینیک دامپزشکی دانشگاه تهران مورد جراحی قرار گرفت.

پزشک معالج دکتر "ایمان معماریان" معماریان در معاینات اولیه گفت: شانس کمی وجود دارد.

دلهره‎ها، هیجانات و دعای هموطنان بدان سمت و سو رفته ‎بود...

یکی ناسزا می‎گفت، دیگری دولت را مقصر می‎دانست، آن یکی بر شکارچی لعنت می‎فرستاد و بازار اشک‎ها و ناراحتی‎ها داغ داغ بود...

حال بیاییم براستی دلایل این گونه اتفاقات را به صورت علمی و منطقی بررسی کنیم. بگذاریم برای لحظه‎ای به دور از هیجانات، به دنبال چرایی این اتفاق باشیم.

چه باید کرد که چنین نشود؟

یقینا این خبر از معدود خبرهایی است که رنگ و بوی رسانه‎ای گرفت و چه بسیار از این اتفاقات رخ داده و کسی باخبر نشده‎ است.

واقعا چه شده که این چند روز شاهد مرگ پلنگ‎ها هستیم؟ برخی می‎گفتند مگر این منطقه پلنگ هم داشته؟! پس چرا حفاظت شده نیست؟

جالب است بدانیم هر شکارچی در کشورهای دیگر، اطلاعاتی در حد یک بیولوژیک کارشناس ارشد زیست محیط دارد. به قطع یقین چنین فردی صلاحیت واگذاری سلاح را دارد. واقعا ما برای آموزش قشری که اسلحه بدست‎شان داده‎ایم چه کرده‎ایم؟

آیا ناسزا و پرخاش کارساز خواهد بود؛ وقتی برای توجیه این جماعت قدمی برنداشتهایم؟

بیایید انصاف را گرو بگذاریم. آیا صرف نصب همین تابلو و رها کردن منطقه به خودی خود باعث لج بازی جوامع محلی و بازشدن پای شکارچیان غیر مجاز نمی شود؟ پیش خود می‎گویند: حتما چیزی دارد که تابلو زده اند!



واقعا چرا ما از حفظ و معرفی سرمایه‎ها و داشته‎هایمان ناتوانیم؟ منطقه‎ی زیبا و با استعداد سپیددشت می‎تواند مرکز گردشگری، صخره‎نوردی و کوه‎نوردی غرب کشور باشد. برویم بررسی کنیم در گذر تاریخ از زمان احداث ریل راه آهن تا بحال چه بر سپید دشت گذشته است؟ پر بارش ترین نقطه استان چرا چتر حمایتی ندارد؟ در کنار پلنگ و خواستگاه گوزن زرد و مرال جز رد احشام و ویرانی چه می بینیم؟

در مناطقی نصب تابلوی «چرای دام ممنوع- طرح تنفس جنگل» را شاهدیم اما کمی آنطرف‎تر گله پانصد سری مراتع را به تاراج می برد.

این نکته حتما باید مد نظر قرار بگیرد که در هیچ کجای جهان نمی‎توان گوشت‎خواران را محدود و محکوم به زیستن در زیستگاه‎های محافظت شده نمود و این گونه‎ها باید در زیستگاه‎های آزاد نیز برای جابجایی میان مناطق مختلف از امنیت کافی برخوردار باشند.

پلنگ مرغ عشق قفسی نمی‎باشد و به دلایل گوناگون همچون قلمرو گزینی و جفت‎یابی و مهاجرت فصلی ناگزیر به خروج از چتر پوشش حفاظتی می‎باشد و در این زمان است که برخورد میان پلنگ و مردم ناخواسته ایجاد می‎گردد.


نبود امنیت و کاهش طعمه و گاهی بارش برف پلنگ را مجبور به پایین آمدن از جنگل‎های کوهستانی مرتفع بسوی کوهپایه‎هایی می‎کند که پوشیده از جاده، روستاها و دامداری‎ها می‎باشد.

در چند دهه‎ی گذشته تخریب زیستگاه و شکار غیر مجاز جمعیت قوچ، میش، کل و بز را در تمامی زیستگاه‎های آزاد از بین برده و در مناطق کوهپایه بهترین طعمه پلنگ گراز و تشی (چوله) می‎باشد؛ ولی در چند سال گذشته رونق گرفتن بازاری کاذب حتی نسل گراز خوش زادوولد را تحت تاثیر قرار داده است.


از زمان‎های دور گراز آفتی برای زمین‎های کشاورزی به حساب آمده و با شلیک هوایی و استخدام میرشکار و زدن طبل سعی در پراکنده نمودن آن داشتند، ولی اکنون خرافه و فروش گوشت گراز شکار آن را رونق بخشیده‎است. تشی از گیاهان و بویژه پیاز و ریشه، حشرات، مارمولک‎ها و کرم‎ها تغذیه می‎کند. گاه به مردار خواری هم روی می‎آورد. آخر تشی با آن هیبت‎اش قابل شکار کردن است؟


هرچند در میان شکارچیان مجاز هم افراد بی وجدان متخلف وجود دارند ولی بیشتر آمار این قبیل کشتارها مربوط به جوامع محلی و نوکیسه‎گانی است که به همراهی شکاردزدان محلی به قانون شکنی می‎پردازند. سازمان حفاظت از محیط زیست چگونه می‎تواند شکار را در کشوری متوقف نماید که به این میزان جواز حمل سلاح صادر گشته و در پاره‎ای استان‎ها سلاح جنگی خودکار جای خود را به تفنگ‎های شکاری متعارف داده‎است؟

حضور عشایر و گله‎داران در صعب‎العبورترین ارتفاعات استان از دلایل ناامنی منطقه است. به‎یقین در این زمان دیگر نمی‎توان از مرزبانان برنو کوتاه بکول و سوار بر اسب در برابر دشمن قرن بیست و یکم استفاده نمود.

آیا تاکنون فکر کرده‎اید مگر استان لرستان با کشور بیگانه و دشمن جانی همسایه و هم مرز می‎باشد که همگی باید سرتاپا مجهز به انواع سلاح جنگی و شکاری باشند؟


چرا این استان باید بیشترین آمار بیکاران را با وجود پتانسیل بالای منابع طبیعی دارا باشد؟ آیا بجای دو ماراتن دام نمی توان مانند دیگر کشورها دامداری نمود، مگر در سویس در ارتفاعات آلپ دامداری نمی‎نمایند؟ چرا دانمارک باید با آن وسعت اندک خاک یکی از صادرکنندگان مواد لبنی باشد و ما چشمان خود را بر غارت مرتع و جنگل ببندیم.

کاهش تراکم جنگل‎های بلوط زاگرسی بواسطه‎ی بیماری اخیر و دست‎اندازی کوره‎های ذغال اثر زیادی در تخریب زیستگاه و فشار بر گوشت‎خوار محافظ کار لرستان، پلنگ نهاده‎است.

در شرایط کنونی هیچ کار استانداردی را نمی‎توان انجام داد، از همین میزان مناطق حفاظت شده حمایت چندانی نمی‎شود و محیط بانان لرستان در جدالی نابرابر نقش‎آفرینی می‎کنند پس افزایش سطح و تعداد مناطق خویشتن فریبی است.

راه‎کارها:

1- مهم‎ترین راهکار جلوگیری از دست‎اندازی بیشتر زمین‎خواران به عنوان رونق کشاورزی است. در زاگرس صدها هکتار جنگل بلوط به زمین‎های دیم کم بازده بدل شده‎اند، در سرزمینی که حتی گوشت از برزیل، گوجه فرنگی از ترکیه و سیر از چین وارد می‎شود، یخه درانی برای تغییر کاربری زمین‎های جنگلی به کشتزار عوام فریبی است. دیگر جنگل جلگه‎ای برجای نمانده و مختصر جنگل موجود در شیب‎هایی است که عملا کشاورزی در آن بدون بازده‎است.

2- آگاهی رسانی عمومی به مردم، چه دوستدار طبیعت و کوهنورد و چه شکارچی و مردم محلی دوستدار واقعی حیات وحش برای عدم تیراندازی بسوی گراز وتشی تا جایی که امکان دارد. تا تنها طعمه‎های در دسترس پلنگ باقی بمانند و کمتر به جوامع انسانی نزدیک گردد. اگاهی رسانی و ممانعت از خرافه‎بافی عده‎ای که پیش خود می‎پندارند گوشت گراز و تشی قابل خوردن است و اندام تناسلی کفتار و دم روباه بخیال‎شان شانس می‎آورد.

3-ارزش‎بخشی به حفاظت گونه‎های ارزشمندی چون پلنگ و ترغیب افکار محلی بر حفاظت از سرمایه های خودشان. بایستی برای جوامع محلی چگونگی رفتار با پلنگ دربرخورد احتمالی جا افتاده و درک گردد. سازمان با بهره‎گیری از کارشناسان متخصص نبایستی برای پرونده‎سازی و پرداخت خسارت به دامداران آسیب دیده کوتاهی کند.


4- ایجاد قرق خصوصی و درآمدزایی از طریق مدیریت شکار، آنهم از سوی بخش توانمند خصوصی تا سازمان حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی و چه مردم برای حفاظت ترغیب گردند. با بالارفتن امنیت منطقه بواسطه قرق سر و کله گوشت‎خواران با ارزش خود بخود پیدا خواهد شد.

5-کنترل قاچاق سلاح

سیاست‎های نامتوازن توزیع سلاح در کشور و عدم هماهنگی دستگاه‎های ذی‎ربط، در سال‎های اخیر سبب شده، جمعیت زیادی از مردم بدون داشتن فرهنگ استفاده از سلاح، صاحب اسلحه شوند. به یقین هر فردی حق دارد با رعایت ضوابط و صلاحیت‎های تعیین شده صاحب اسلحه شود؛ اما از آنجا که توزیع سلاح بایستی با جمعیت جانوری کشور هم‎خوانی داشته‎باشد، این واگذاری مشکل ساز می‎شود. بی‎تردید قاچاق سلاح از مشکلات عدیده بوده چرا که فردی که سلاح قاچاق با خود حمل می‎کند، تابع هیچ قانونی نبوده و بیشترین آسیب را بر چرخه خواهد زد.

متاسفانه عمده اسلحه‎های قاچاق در بین عشایر و جوامع محلی ما رد و بدل می‎شود و بایستی فکری اساسی برای آن صورت گیرد.


6- حمایت از ایجاد باشگاه‎های تیراندازی

با ایجاد باشگاه‎های تیراندازی می‎توان شکارچیان و علاقه مندان را به سوی اهداف بی جان، به جای شکار سوق داد. در این محیط می‎توان با ارائه نکات ریز آموزشی، ترویج روح جوانمردی را سبب شده و با گفتگو، علاقه‎مندان را به مطالعه بیشتر و تعمق در پدیده‎های هستی واداشت.

باشگاه‎های تیراندازی می‎تواند محل انتقال تجربیات کهنه‎کاران و تازه واردان به این عرصه باشد. درکنار ایجاد فضای ورزشی سالم، موجبات ایجاد شور و نشاط در میان همه‎ی اقشار را فراهم کرده و خلاء بوجود آمده را مرتفع نمود.

بدون شک ایجاد باشگاه‎های تیراندازی نقش زیادی در کاهش فشار به زیستگاه‎ها خواهد داشت.

7- محدود کردن چرای بی‎رویه دام با اجرای قوانینی چون مالیات برچرا و سقف تعداد احشام برای هر خانوار. در کل بایستی دامداری سنتی به اطراف روستاها محدود گردد و از دست‎اندازی به آبش‎خورها و ارتفاعات صعب‎العبور که تنها محل زندگی وحوش است جلوگیری به عمل آید.


باید واقع بین بود

بسیاری از مدیران هنوز سازمان‎هایی همچون محیط زیست و میراث فرهنگی را به چشم چرخ پنجم و تشریفاتی و تنها برای گرفتن وام از نهادهای بین المللی می‎بینند و حق هم دارند چون بسیاری از سیاست‎گذاران محیط زیست در این مدت در خواب خرگوشی بوده‎اند و در زیر گوش آنها با شعار صنعتی شدن و خودکفایی مراتع زاگرس به کام گله‎های چندین برابر ظرفیت گشته‎اند.


با این وضعیت اسفناک محیط زیست لرستان که روزی نیست شاهد خبری دردآور نباشیم. ما نیازمند همت همگانی و آموزش خانه‎بخانه هستیم. قطعا رسانه‎ها و بخصوص رسانه‎ی ملی در این امر می‎تواند نقش مهمی ایفا کند. بایستی حفاظت محیط زیست را در باور مردم تقویت کرد و از طرفی قانون‎گذار را مکلف به وضع و نظارت بر اجرای قوانین سخت گیرانه‎تر و جدی‎تر نمود، بلکه بازدارنده باشد.


کوشان مهران و رضا شکاری / یافته - خرم آباد
این یادداشت اختصاصی در " پایگاه خبری ، تحلیلی یافته " منتشر گردید


باتشکر از جناب قاسمی

و جناب مهندس انصاری


برچسب‌ها: پلنگ لرستان, چوپان, هشتادپهلو, بخش پاپی, سپیددشت
نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392 توسط رضاشکاری


از قدیم می گفتند دود از کنده بلند می شود.

ببینید  مصاحبه آقای اینانلو با روزنامه آسمان را  و خود قضاوت کنید.

در ادامه مطالب...

این طنز تلخ را هم بخوانید خالی از لطف نیست!

شکایت نامه کبک!


برچسب‌ها: اینانلو, مدیریت شکار, حیت وحش
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 توسط رضاشکاری
گروهی فراوان طمع ظن برند / که گندم نیفشانده خرمن برند


زمزمه هایی به گوش می رسد که حکایت از ممنوعیت 5 ساله  مجوزشکار بزرگ و سه ساله پرنده دارد.خدا را شکر که دیگر شاهد فزونی وحوش و آرامش آنها خواهیم بود. ای کاش این تصمیم را زودتر می گرفتند!!!


چند سوال اینجا پیش می آید؟؟؟
مگر در مناطق حفاظت شده از قدیم الایام شکار ممنوع نبود؟ پس چرا وضعیت وحوش این است که می بینیم؟ ساعت ها باید در استتار کامل با تلسکوب پیشرفته  و زوم 60 در 1000 قراول رفت بلکه بزی تک  که زیر صخره پنهان شده را در دریچه دوربین آورد.
مایلم بدانم چه تعداد و چند درصد شکارچیان مجاز عامل نابودی حیات وحش اند؟ که اگر ایشان ممنوع گردند کارها بسامان خواهد شد؟
نگرانی بنده برای محیط بانان است که با این ممنوعیت آماج گلوله متخلفین قرار نگیرند!!!
نازنینان شکار غیر مجاز توسط جوامع محلی ، روستاییان ، افراد ناآگاه و آموزش ندیده ، متخلفین ، مدیران ارشد و رده بالا و ... صورت می گیرد. و این قشر اصلا کاری به مجوز ندارند.
آخر چه کسی دسترسی به آن چوبدار تا دندان مسلح در ارتفاعات دارد؟؟؟
ممنوعیت دهان پرکن ، پاک کردن صورت مسئله است و فقط بر مشکلات می افزاید و اتفاقا به تجربه ثابت شده بر جرائم افزوده می کند.

تا زمانی که زیستگاه‎های ما از همه سو آماج تخریب‎اند، تازمانی که قاچاق سلاح بی‎داد می‎کند و ما اصرارمان بر روش‎های صرفا حراستی است امید ثمری نیست.


آنکس که نداند ونداند که نداند / در جهل مرکب ابد الدهر بماند

http://zistboom.com/fa/news/23470

سوم مارس مصادف با 12 اسفند روز جهانی  حیات وحش

............................................................................................................................................

  ""کیخا اظهار داشت: بررسی نمودار آماری مرگ و میر گوشتخواران عظیم الجثه از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۱ نشان می دهد که  ۴۱ درصد از ۱۲۱۸ مورد مرگ گونه های جانوری کشور مربوط به گوشتخواران است که ۷۰% آن بر اثر تصادفات جاده ای است.""


دور از ذهن نیست!

تنها جایی که گوشتخواران می توانند به مردار خواری روی آورده و زنده بمانند کنار جاده هاست.کمبود طعمه در اغلب مناطق عامل اصلیست. هرچند عبور جاده ها نیز از قلب مناطق بحث برانگیز است.

چرا کسی سخن از سیل محصولات وطنی نخجیر نمی کند که اغلب به قشری داده شد که هیچگونه اطلاعاتی از آداب شکار ندارند.همین هفته گذشته سهمیه نخجیر استانها به تعداد مکفی توزیع شد. در مدل های مختلف.

قاچاق فشنگ نیز مثل نقل و نبات شده و انواع چارپاره های ترک را می توان خرید و ناآگاهان بر پیکر گوشتخواران می زنند.


بنده زاگرس را عرض می کنم.یکی از مشکلات عمده حضور پر شمار عشایر و گوسفندان حتی در صعب العبور ترین مناطق است. با تغییر اقلیم و بروز خشک سالی های اخیر ، اندک چشمه های باقیمانده که جرعه آبی دارند قرق گله ها می شوند و جانداری رامجال رسیدن به چشمه نیست.فقط این نیست ! میوه های رسیده بلوط ، زالزالک ، گلابی وحشی و ... که روزی جاندارانی نظیر ( سنجاب ، تشی ، خرس ،گراز ، انواع پرندگان و ...)است ، بکام گله ها و سودجویان می شود و یا به بهایی اندک در بازار های محلی به فروش می رسد.
نتیجه می شود اینکه اگر یک جفت کبک با تجربه 15 عدد جوجه بزرگ کردند امسال 4 عدد هم نمی توانند بزرگ کنند.


"""هوشنگ ضیایی : من تا پیش از اینکه وارد این سازمان شوم به شکار به عنوان یک تکه گوشت زنده نگاه می کردم و همانطور که قصاب در عین سلاخی هیچ احساسی نسبت به گوشت ندارد منهم به حیات وحش در حین شکار هیچ احساس خاصی نداشتم."""

جناب ضیایی نازنین زمانی که شما شکارچی بودید بله چنین بود شکار برای گوشت بود اما اکنون اینگونه نیست. شکار بهانه ای برای برون رفت از مشکلات شهری و فشارهای عصبیست.هزینه فشنگ و بنزین و ... بسیار بیشتر از آن است که کسی به گوشت فکر کند.


 

""شهرام امیری شریفی: چگونه یک شکارچی از فاصله دور از پشت دوربین تفنگ ژن گونه ها را تشخیص دهد و تنها گونه  های ضعیف را از طبیعت حذف کند؟ به نظر می رسد که سازمان محیط زیست بیش از حد به باورهای دروغین شکارچیان اعتماد کرده است و حتی گاهی برای معرفی طبیعت در رسانه های جمعی به مردم از این افراد استفاده می شود.""


درود جناب شریفی

کسانی که این جنایات اخیر را انجام می دهند به جرات عرض می کنم که گونه های جانوری را هم نمیشناسند و در مواجهه با هر حیوانی چنان حول می شوند و ماشه می چکانند که نتیجه اش می شود کشتن بزی با بچه در شکم!
نازنین آن قشری که شما دروغگو نام بردید بسیار اندک هستند و براحتی گونه های نر درشت را تشخیص می دهند. بنده در لحظه پرواز کبک براحتی تشخیص می دهم که نر است یا ماده!

 

جناب ضیایی فرموده اند: بهترین راهکار در حال حاضر استفاده از نیروهای بسیج و سپاه و نیروی انتظامی برای حفاظت است.

بله پیشنهاد خوبیست الان هر روستا پایگاه بسیج دارد و می توان از این ظرفیت استفاده کرد. اما بنده به قطع عرض می کنم بیش از نیمی از شکارهای غیر مجار توسط نظامیان رده بالا و مدیران ارشد زده می شود.
با افزایش جرائم بسیار موافقم اما بمقدار تصاعدی که واقعا بازدارنده باشد.


http://www.iew.ir/1392/12/12/22701

http://www.iew.ir/1392/12/12/22710#comment-29019


برچسب‌ها: ممنوعیت شکار, درگیری محیط بان, شکارچیان غیر مجاز
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 توسط رضاشکاری

چو کاری بی فضول من برآید / مرا در وی سخن گفتن نشاید

وگر بینم که نابینا و چاه است / آگر خاموش بنشینم  گناه است


درود

نمی دانم بگریم یا بخندم!

این خبر را ببینید

http://www.lorestandoe.ir/news/shf-u-dbt-aslxhx-shrftx-mnam.html

تا زمانی که کارکنان سازمان ما خبری از بازار قاچاق سلاح خرم اباد ندارند و انعکاس خبر و امتیاز گرفتن این چنین از خود بی خودشان می کند. چگونه بنده انتظار دارم حفاظتی انجام شود.واژه مگنوم یا بقول آمریکاییها ماگنوم  که اینجا  مگنام نام نهاده شده حکایت از اسلحه هایی دارد که از مقاومت خوبی در برابر شلیک گلوله های قوی برخوردارند. این اسلحه ساخت ترکیه چخماخی و بسیار مبتدیانه است. که بوفور در بازار قاچاق خرم اباد وجود دارد. و در دست عشایر و یا زیر صندلی خودرو جاسازی شده و بخاطر کوتاه بودن  و جمع شدن کاربرد دارد. و  نه قیمت 10 میلیونی بلکه بسیار ارزان قیمت است.

قصدم رونمایی عیب کسی نیست. بر خورد ها هم حتی بایستی اصلاح گردد. و کار علمی و عملی انجام شود و نه خود نمایی و در بوق و کرنا کردن

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم اسفند 1392 توسط رضاشکاری
شاید دوستان تعجب کنند از انعکاس خبر! خیر بنده هم علاقه مند به کوهنوردی هستم.و سوابقی هر چند اندک در این زمینه دارم. همه اهل طبیعت با کوه سر و کار دارند.

رای بنده میزبانی دریاچه زیبای گهر است.که وصف شدنی نیست.

اگر دوستان رای بنده را نپذیرفتند هم حق دارند!!!

اما ریواس های خوشمزه و هوای دل انگیز و لاله های واژگون اردیبهشت ماه را از دست خواهند داد!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم اسفند 1392 توسط رضاشکاری
سلام

همه ساله با نزدیک شدن به نوروز بازار خرید و فروش این گونه ارزشمند بومی و در معرض انقراض لرستان داغ می شود.

بگمانم بحث مفصلی که در باب شکار (مخالفان و موافقان) در این لینک صورت گرفته برای دوستان خواندنی باشد.البته به عنوان خبر توجه زیادی نکنید بیشتر رسانه ای است!!!!

بحث همچنان ادامه دارد.همین که فرصت بحث به ما داده اند جای شکرش باقیست!!!

http://arw.ir/?p=54913#comment-7869


برچسب‌ها: سمندر غارزی, لرستان, مباحثه شکار و شکارچی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 توسط رضاشکاری

مردی نبود فتاده را پای زدن / گر دست فتاده ای بگیری مردی

درود

به علت بارش برف سنگین در ارتفاعات ، جانداران بالاجبار عاجز و درمانده به مناطق مسکونی نزدیک می شوند.

خواهش دارم از عزیزان رعایت کنید.

خدا می داند که کشتن جانداران در این شرایط شکار نیست! و کم از جنایت ندارد.

هر شکارچی دوستدار طبیعت در این اوضاع دانه ای می پاشد، هر چند اندک....

من که عازم شدم...



برچسب‌ها: برف, دانه پاشی برای جانداران
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 توسط رضاشکاری
حکایت بر مزاج مستمع گوی / اگر دانی که دارد با تو میلی
هر آن عاقل که با مجنون نشیند / نگوید جز حدیث روی لیلی


 دوستی نازنین نگين سليمان سوالی پرسیده اند که مناسب دیدم در پستی گنجانده و پاسخ دهم. البت حکایت درس پس دادن است و بس...

ابتدا این خبر را ببینید. هم اکنون مقام شامخ شکارچی در حد یک  تروریست بین المللی در اذهان جلوه گر شده است.

http://www.iew.ir/1392/10/29/20350

کشته شدن گوزن زرد در فنس پارک پردیسان که بیشتر شبیه یک حمله تروریستی است تا رفتار یک شکارچی!!!

یاد این حکایت ارسالی از جناب مهران افتادم:

می گویند شبی مارکس آلمانی نژاد به خواب یکی از علمای دهر آمد. آن بزرگوار از جناب مارکس پرسید:
شما چرا این مکتب فکری را در کشوری با جامعه صنعتی مدرن و دارا بودن بدنه قوی کارگری همچون آلمان اجرا ننموده و به روسیه نظر لطف داشتید؟
مارکس لیوان آبجوی خود را سر کشید و با لبخند گفت:

در جهان علم مرسوم است داروهای تازه کشف شده را بر روی حیوانات بی زبان آزمایش می نمایند!


و اما پاسخ سوال:

ابتدا عرض کنم بنده ابدا به دنبال توجیه شکار نیستم. اگر غیر از این بود حال در کوهستان بودم  و به دنبال رد حیوانات!
می پذیرم که گرفتن جان موجودی برای تفریح قبح دارد. چه با آداب باشد و چه بی آداب.(هرچند که معتقدم از میان بد و بدتر ، انتخاب بد بهتر است.)
این حقیقت دارد که شکارچی امروز به دنبال گوشت نمی رود و نیازی هم به گوشت ندارد. ترتیب دادن یک سفر شکار با این وضعیت گرانی (از پول بنزین گرفته تا وسیله و فشنگ و تفنگ تا سوانح احتمالی...) بسیار بیشتر از یک کیلو گوشت می شود. تازه اگر شکاری گیر بیاید.
شکارچی این زمان برای برون رفت از فشارهای روحی و زندگی شهری پا به طبیعت می گذارد و هر چه بیشتر اهل تعمق باشد و در این راه آموزش ببیند ، این راه را درست تر طی خواهد کرد.
دوستانی که مخالف شکارند اغلب به ذات انسان توجهی نمی کنند. چرا که ذات ما میل به کشتن ، گوشت خوردن و قدرت طلبی دارد. در واقع زندگی ما انسانها بر پایه مرگ دیگر جانداران شکل می گیرد. و این حقیقتی تلخ است.
حال می خواهد این گرفتن جان  شخصا بدست او باشد و یا با واسطه از قصابی... فراموش نکنیم حتی نباتات و گیاهان هم طبق آموزه های دینی ما جان دارند و صاحب زندگی اند. پس انسان چه کند؟
بله فرق هست بین جانور حاضر در محیط زیست طبیعی که برای بقایش می جنگد و جانور اسیر در مرغداری که منتظر ذبح است و چاره ای هم ندارد.
شکار بایستی جهت دهی و مدیریت شود به تجربه ثابت شده است جلوی شکار را نمی شود گرفت و روز بروز بر تعداد شکارچیان تازه وارد اضافه می گردد.و عوامل دیگر که بهای صنعتی شدن است همچون تخریب زیستگاه و آلودگی ها و ...نیز در انقراض موجودات می کوشند.
بنده در پی ایجاد یک فضای اطلاعاتی هستم که تا بحال بدان توجه نشده است. بگذارید اینگونه بگویم ، معضل شکار نیازمند یک مدیریت علمی بر پایه مدارک و مستندات عقلی است.تحریک احساسات در این راه فقط مانع به نتیجه رسیدن می شود.
دوستی نازنین(دکتر جهرمی از کالیفرنیا)می فرمودند: ما همه بیماریم و دور هم جمع می شویم که خودمان را درمان کنیم!(شکارچی ها)
خوب : قوانین و تجربیات دیگر کشورها می تواند راهگشای ما باشد بشرطی که منطبق بر ظرفیتها و باورهای محلی ما شکل گیرد.در همه دنیا شکار وجود دارد و با مدیریت و جهت دهی صحیح هم می شود از آن کسب درآمد کرد و هم باعث حفاظت گونه ها شد.مثلا یکی از این راهکارها پرورش و تکثیر وحوش و رها سازیشان است تا تنوع زیستی به هم نخورد.
دوستی به تندی نظر داده بود: این پلنگ بیچاره جوجه داره نکشیدش!!!
گاه دوستانی که البت نیتشان هم خیر است بدون آگاهی از مسئله ای هیجان زده می شوند و اسیر بازی عده ای مثلا بظاهر سیاسیون و قدرت طلبان می گردند.و هجمه ایجاد شده که با احساسات تند همراه است. باعث وضع قانونی به مراتب بدتر و غیر قابل اجرا تر از قوانین کم اثر قدیمی می شود.

بقولی : قانون بدی که اجرایی شود بهتر از قانون خوبی است که هرگزاجرایی نشود.

با تحرکات مجلس محترم در حیطه محیط زیست منتظر سامان دادن و اجرای- تاکید می کنم اجرای - قوانین بازدارنده در جهت حفاظت زیستگاهها ، آسایش وحوش و حفظ سرمایه های ملی هستیم.
بشخصه نمیدانم چطور می خواهند جلوی قاچاق سلاح را بگیرند و چگونه می خواهند اسلحه های دست مردم را جمع کنند! کدام آزمایش جدید در راه است و قرار است کدام عده از آن سود برند!؟
بهر حال بنده هم مثل شما برای این طبیعت دلم می سوزد و چشم امیدم به فرجی...
هجمه ایجاد شده علیه شکار اگر منجر به بهبود وضعیت محیط زیست کشور گردد بیش از هر چیز شکارچیان واقعی را خوشحال خواهد کرد.

مع اوصف ما منتظر اقدام عملی دولت و ارگانها می مانیم و اسلحه هایمان آویزان است!!! و فعلا به ورزش مفرح پرتاب دارت می پردازیم!!! که بیش از این تهمت و افترا بارمان نکنند!
و گروهی ضعف مدیریت و عدم مدیریت بحران را بر طبل شکارچیان نکوبند و مردم را گمراه نکنند. مطمئنا اگر پلنگ لرستان طعمه و زیستگاهی داشت هرگز به جاده نزدیک نمی شد.
با احترام


برچسب‌ها: شکارممنوع, گوزن پردیسان, شکارچی و دارت
نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1392 توسط رضاشکاری