خيام


برخيز و مخور غم جهان گذران / وين يكدم عمر را به شادي گذران

در طبع جهان اگر وفايي بودي / نوبت به تو خود نيامدي از دگران

 

روز خيام ، رياضيدان ، فيلسوف ، منجم و شاعر بزرگ ايراني مبارك.

 


اين يك دو سه روز نوبت عمر گذشت / چون آب بجويبار و چون باد بدشت

هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت / روزي كه نيامده ست و روزي كه گذشت


دوستان علاقمند ميتوانندكتاب نفيس " خيام نامه - روزگار، فلسفه و شعر خيام تاليف جناب محمد رضا غنبري را مطالعه بفرمايند.

حیات وحش در شاهنامه فردوسی – بخش دوم و پاياني

 پیشتر، بخش اول مقاله «حیات وحش در شاهنامه فردوسی» را به قلم «کوشان مهران» خواندید. آنچه می خوانید، بخش دوم و پایانی این مقاله است.

کمان را به زه کرد مرد دلیر
چو رعد بهاران بغرید سخت
چو باران فرو ریخت برگ درخت
برفت از پی خوک چون پیل مست
یکی خنجر آب داده به دست
همه جنگ را سوی او تاختند
زمین را به دندان برانداختند
ز دندان همی آتش افروختند
تو گفتی که گیتی همی سوختند
گرازی برآمد چو اهریمنا
ره را بدرید بر بیژنا
چو سوهان پولاد بر سنگ سخت
همی سود داندانش را بر درخت
برانگیختند آتش کارزار
برآمد همی دود از آن مرغزار
بزد خنجری بر میان سرش
به دو نیم شد پیلتن پیکرش
چو رو به شدند آن ددان دلیر
تن از تیغ خسته دل از جنگ سیر
سرانشان به خنجر ببرید پست
به فتراک شبرنگ سرکش ببست
که داندانشان نزد شاه آورد
ز خوکان جنگی جدا کرده سر
به گردون برافکند هریک چو کوه
شده گاومیش از کشیدن ستوه

در واژگان پارسی «غرم» به معنی گوسپند کوهی می باشد و تا اواسط قرن نوزدهم در ایران به جای اسب از گاومیش برای کشیدن گردونه و یا ارابه های توپ استفاده می شد و نخستین بار در اوایل قرن نوزدهم افسران فرانسوی شیوه آموزش اسب برای کشیدن ارابه توپ را به ایرانیان آموختند .

 یکی از جالب ترین صحنه های شکار شاهنامه در بخش تاریخی، مربوط به دوران پادشاهی «بهرام پنجم» می باشد که به «بهرام گور» نیز (به دلیل میل وافر و اشتیاق به شکار گورخر) شهره آفاق بوده است. معروف است که «یزدگرد اول»، بهرام را برای تربیت به نعمان بی منذر «امیر حیره» (امیر نشین تحت فرمان ایران دوران ساسانی در جنوب عراق کنونی و کویت) سپرد و پیش از آن پسر خویش را به سه موبد آموزگار برای یادگیری آموزه های رایج جوانان خاندان های اشرافی سپرد:
«
سه موبد نگه کرد فرهنگ جوی/…/یکی تا دبیری بیاموزدش / دل از تیرگی ها بیفروزدش/دگرآن که دانستن باز و یوز / بیاموزدش کان بود دلفروز/و دیگرکه چوگان و تیر و کمان/همان گردش رزم با بدگمان/چپ و راست پیچان عنان داشتن/به آورد گه باره بر گاشتن/چنین موبدان پیش منذر شدند/ز هر دانشی داستان ها زدند/تن شاهزاده بدیشان سپرد/فزاینده خود دانشی بود و گرد/چنان گشت بهرام خسرونژاد/که اندر هنر داد مردی بداد/هنر هرچه بگذشت بر گوش اوی/به فرهنگ یازان شدی هوش اوی/چو شد سال آن نامور بر سه شش/دلاور گَوی گشت خورشیدفش/به موبد نبودش به چیزی نیاز/به فرهنگ جویان و آن یوز و باز»
و بهرام پس از چندی هنر نخچیر و جنگاوری را در شکارگاه بر همگان می نمایاند:

در ادامه مطالب مطالعه بفرماييد....

ادامه نوشته

حیات وحش در شاهنامه فردوسی – بخش اول؛

روز 25 اردیبهشت، در تقویم های ایرانی به نام «روز بزرگداشت فردوسی» نامگذاری شده است. مردی که رنج سی ساله اش، اثری مشهور برای جهانیان به ارمغان داشت؛ «شاهنامه».

شاهنامه اگرچه به عنوان اثری اساطیری، پهلوانی و تاریخی شناخته می شود اما حاوی اطلاعاتی درخور توجه درباره محیط طبیعی روزگار کهن ایران است. بارها نام حیوانات، در کلام فردوسی و بند بند شاهنامه ذکر شده است؛ و این بهترین انگیزه است تا نویسنده ای توانا همچون «کوشان مهران» برای بزرگداشت فردوسی بزرگ، مقاله ای در بخش از حیات وحش و زیستگاه های نام برده شده در شاهنامه به رشته تحریر درآورد. مهران این مقاله را به استاد «هوشنگ ضیایی» متخصص نامدار حیات وحش ایران تقدیم کرده است. آنچه می خوانید بخش اول این مقاله است.


پیشگفتار: شیخ اجل سعدی شیرازی مرد سرد و گرم کشیده ای بود. در یکی از سفرها از جوانی کوه پیکر و زورمند اما نازپروده یاد می کند که «به زور بازو درختان را خم کردی و به مشتی دیوار را بکوفتی تا که ناگاه دو هندو مسلح به چوب دست و کلوخ کوب از پس صخره ای بدر آمدند». سعدی منتظر هنر نمایی و کمان گیری آن یل نامدار شد که ناگاه دست پهلوان لرزیدن گرفت و پایش سست شد و دزدان هرچه بود و نبود را بروفتند.
ساچمه هایی جا خوش کرده در سر مهندس هوشنگ خان ضیایی که یادگاری شکارچیان قاچاق استان فارس می باشد، شاهدی محکم براین مدعی است که ایشان در آن واحد مرد علم و عمل می باشند. در زمانی که غارتگران زیستگاه ها را دستخوش ترکتازی قرار داده و عده ای از دوستان چشم بر همه چیز بسته و همچون منجمان به سرگین نگری زیستگاه های چپاول رفته مشغول بودند امثال هوشنگ خان ها بودند که براستی برای نجات زیستبوم این مرز و بوم جان خود را در کف نهادند و اگر پایمردی این رادمردان نبود اکنون همین سایه لاغر و شبه ضعیف برجای مانده از گلستان و خجیر و بمو به خاطرات خوش دشت ارژن و شیران شرزه اش بدل می گردید.
در کنار نوشتار ایشان  در ماهنامه سازمان حفاظت محیط زیست در دهه 1360 که سخن گفتن از پازن و آهو در برابر مدیران سازمان کفرگویی بود و داستان انتقال آهو از خارک به کیش و پایمردی در نجات گوزن زرد، کتاب «راهنمای صحرایی پستانداران ایران» یادگاری ارزشمند از تلاش هوشنگ خان برای شناساندن گونه های جانوری این مرز و بوم می باشد که به حق بسیار کاربردی می باشد.
نگاهی به نخجیر وگونه های حیات وحش در شاهنامه حکیم طوس تنها پیشکش و سپاس نگارنده به کوشش های جناب آقای مهندس هوشنگ خان ضیایی در چهار دهه اخیر است که هرچند در برابر فداکاری های ایشان، هیچِ مطلق است؛ ولی امید می رود مورد توجه قرار گیرد.
تا چه پیش آید و چه در نظر افتد

در ادامه مطالب مطالعه بفرماييد...

ادامه نوشته

سخني با مديركل حفاظت محيط زيست لرستان

درود بر سروران عزيز...

چند روز پيش پيغامي از جناب مهندس بازگير مدير كل حفاظت محيط زيست استان لرستان بدستم رسيد.

پيغام ايشان و جوابيه حقير را به عنوان پست قرار مي دهم . اميدوارم مورد استفاده قرار گيرد.

پيغام جناب بازگير:

سلام
آقا رضای گل هر چی فکر میکنم خاطره ی شیرین و ماندگارت با پدر و عموت به دلم نمیشینه و خوشحالیتو بابت شکار زیاد کبک درک نمیکنم ... گنجشکی میمیره من دپرس میشم اما شما کبک میکشی و پیشکش می بری و خوشحالی ... بگذریم .. در باب بلوط و زوال آن فرمودی و ما را هم از بقولی لیچارتان بی بهره نفرمودی اما برادر جان این بحران خارج از توان بنده و هر دستگاه دیگریست و در هیچ کجای دنیا یک مجموعه ی تنها قادر به انجام هیچ کاری نبوده ... از همه ظرفیتها باید برای حمایت جنگلهای لرستان استفاده کرد ابتدا باید اهمیت موضوع رو پر رنگ و با حساسیت خاص نشون بدیم و به دنبال جلب مشارکتها باشیم به عنوان مثال اگر خانم روزبهانی مطلب نمی نوشت ممکن بود جنابعالی بجای این پست هم خاطره ی دیگری تعریف کنی و به تبلیغ بیشتر شکار بپردازی و ... بهر حال برادر خوبم سرانه جنگل در استان هفت دهم هکتاره یعنی اگر تمام لرستانیها محیط بان و جنگل بان بشن هر نفر مسئول حفاظت از حدود 150 درخته به زبان ساده تر اگر زن و بچه و پیر و جوان همه نگهبان درختا بشیم هنوز پای خیلی درختا خالی از محافظه و از طرفی میدونی آمار تبر و تیشه و تفنگ و کبریت و اره به دستا چقدره !؟
برادر جان چون می نویسی و می اندیشی برام عزیزی و به همین خاطر شاید هم تلخ اما صادقانه برات نوشتم نجات بلوط و کبک و کل و سمندر تنها با تغیر باورهاست که مقدوره ... احترام به مخلوقات زیبای خداوند احترام به خالق است و توسعه پایدار جز با حفظ محیط زیست مقدور نخواهد بود ...
انشااله بررسی بفرمایید نقش سایر دستگاهها محدودیتهای دستگاهها و مشکلات بسیاری که در راه حفظ طبیعت هست و در این مسیریاریگرمان باشید .
موفق و سلامت باشید
برادرتان بازگیر

جوابيه حقير در ادامه مطالب...

ادامه نوشته

بلوط‌ها ايستاده مي‌ميرند!

شیوع یک بیماری خطرناک در جنگل‌های زاگرس

عامل بيماري هنوز ناشناخته است.

اين مطلب به كوشش سركار خانم روزبهاني /هفته نامه اقتصاد لرستان / 21 ارديبهشت

تهيه شده است. كه جاي بسي تقدير دارد.


بهار است، اما از سرسبزي و سرزندگي درختان بلوط پارك جنگلي شورآب خرم‌آباد، خبري نيست. هیچ کس ندید زیر پوست خشن بلوط‌ها چه خبر است تا وقتی که رنگ رخساره خبر داد از نوعی بیماری؛ بیماری سیاهی که از درون بلوط‌ها را سوزانده است تا در جواني پير شده و يكي‌يكي بميرند؛ بيماري ناشناخته‌اي موسوم به «بيماري ذغالي» يا خشكيدگي... درست مانند سلول‌های سرطانی!

اين روزها انگار در پارك جنگلي خرم‌آباد آخر دنيا شده است. بيماري ذغالي؛ درختان بلوط اين پارك را رو به زوال كشانده و هستي‌شان را نيست كرده و سبب شده بلوطي كه مي‌توانست 500 سال عمر كند، در چند دهه‌ي اول زندگي، بمیرد.

بلوطی که نماد استقامت و قناعت است؛ معلوم نیست چه اتفاقي باعث شده این‌چنین آرام و بی‌صدا و البته ايستاده بمیرد؟!


بودجه باشد تحقیق می‌کنیم!

بر اساس آن‌چه مسئولان در مورد مشخص نبودن عامل بیماری می‌گویند، شاید حواس‌ها به سمت محققان، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش علمی پژوهشی متمایل می‌شود و این‌که چه کاری از دست آن‌ها برمی‌آید؟


اين مقوله در مرحله نخست براي شناسايي و سپس براي اجرا ، نيازمند تحقيق و پژوهش است. همان بخشي كه متاسفانه ما در آن مشكل اصلي داريم!!!
تازه گيريم كه شناسايي شود... تا بخواهد عملي و اجرايي شود... اله اعلم.
بدون شك كليد كار به دست پژوهشگران است... حتي با دعوت از فعالان اين عرصه از خارج از كشور... اين آفت قابل تشخيص است.آن‌چه كه به نظر من مهم است سرعت در تشخيص است. با صرف مقداري هزينه و دعوت از صاحبنظران داخلي و خارجي و تشكيل تيم اكتشاف.... مي‌توان در اسرع وقت، پي به ماجرا برد و در صدد مبارزه در آمد.

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش/
كی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟

جشنواره يافته

متاسفانه جشنواره بدلايل هميشگي برگزار نشد!!!


انجمن کوه‌نوردان ایران و سازمان کوهستان بلند فرانسه (GHM) با همکاری هیات کوه‌نوردی استان لرستان برگزار می کنند:


  • دیواره‌نوردی و کوه‌نوردی "پاک" (سازگار با محیط زیست) در کوهستان یافته

  • معرفی شیوه‌های نوین دیواره‌نوردی

  • گشایش مسیرهای نو

  • تبادل تجربه میان کوه‌نوردان ایرانی و خارجی، و فراهم سازی زمینه‌ی ارتباط‌های آینده

  • معرفی جاذبه های طبیعی و فرهنگی لرستان

 

ورود به خرم‌آباد: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

جایگیری در پای دیواره‌ی یافته و دیواره‌نوردی و کوه‌نوردی: ۲۱ تا ۲۵ اردیبهشت

بازگشت به شهر خرم آباد: ۲۶ اردیبهشت

همه روزه، در کنار برنامه‌ی اصلی، گشت‌هایی برای بازدید از غارها، جنگل‌ها، کوهستان‌های مختلف، و آثار تاریخی و فرهنگی لرستان، برگزار خواهد شد.

این برنامه، با حضور کوه‌نورد برجسته‌ی فرانسوی لادیسلاو (لسلي) فوسکو، و کوه نوردان خارجی دیگری از فرانسه و سایر کشورهای اروپایی برگزار خواهد شد.

ثبت نام: تا ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ . علاقمندان می‌توانند با دفترهای انجمن در خرم‌آباد (سيروس حسنوند؛ تلفن  ۰۹۱۶۳۶۱۱۲۱۴) یا تهران (تلفن ۶۶۷۱۲۲۴۳) تماس بگیرند.

تشكر از جناب كاظميان بجهت عكس زيبا از يافته كوه.

كبك خرامان

از بابت كيفيت عكس عذرخواهي مي كنم.

شكر


منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممد حیاتست و چون بر می آید مفرح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب

                             از دست و زبان که برآید / کز عهده شکرش به در آید