شیوع یک بیماری خطرناک در جنگلهای زاگرسعامل بيماري هنوز ناشناخته است.

اين مطلب به كوشش سركار خانم روزبهاني /هفته نامه اقتصاد لرستان / 21 ارديبهشت
تهيه شده است. كه جاي بسي تقدير دارد.
بهار است، اما از سرسبزي و سرزندگي درختان بلوط پارك
جنگلي شورآب خرمآباد، خبري نيست. هیچ کس ندید زیر پوست خشن بلوطها چه خبر است تا
وقتی که رنگ رخساره خبر داد از نوعی بیماری؛ بیماری سیاهی که از درون بلوطها را
سوزانده است تا در جواني پير شده و يكييكي بميرند؛ بيماري ناشناختهاي موسوم به
«بيماري ذغالي» يا خشكيدگي... درست مانند سلولهای سرطانی!
اين روزها انگار در پارك جنگلي خرمآباد آخر دنيا شده
است. بيماري ذغالي؛ درختان بلوط اين پارك را رو به زوال كشانده و هستيشان را نيست
كرده و سبب شده بلوطي كه ميتوانست 500 سال عمر كند، در چند دههي اول زندگي،
بمیرد.
بلوطی که نماد استقامت و قناعت است؛ معلوم نیست چه
اتفاقي باعث شده اینچنین آرام و بیصدا و البته ايستاده بمیرد؟!
بودجه باشد تحقیق میکنیم!
بر اساس آنچه مسئولان در
مورد مشخص نبودن عامل بیماری میگویند، شاید حواسها به سمت محققان، دانشگاهها و
مراکز آموزش علمی پژوهشی متمایل میشود و اینکه چه کاری از دست آنها برمیآید؟
اين مقوله در مرحله نخست براي شناسايي و سپس براي اجرا ، نيازمند تحقيق و
پژوهش است. همان بخشي كه متاسفانه ما در آن مشكل اصلي داريم!!!
تازه گيريم كه شناسايي شود... تا بخواهد عملي و اجرايي شود... اله اعلم.
بدون
شك كليد كار به دست پژوهشگران است... حتي با دعوت از فعالان اين عرصه از
خارج از كشور... اين آفت قابل تشخيص است.آنچه كه به نظر من مهم است سرعت
در تشخيص است. با صرف مقداري هزينه و دعوت از صاحبنظران داخلي و خارجي و
تشكيل تيم اكتشاف.... ميتوان در اسرع وقت، پي به ماجرا برد و در صدد
مبارزه در آمد.
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش/
كی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟