تغییر
روی ناشسته به درگاه تو خوبان آیند / گر تو چون آینه دامان نظر پاک کنی
جناب آقای بازگیر رفتند و جناب آقای فتحی بیرانوند آمدند.

اگر نگاهی بیندازیم به کارنامه 4 سال گذشته جناب بازگیر به نکات جالبی برخواهیم خورد.

شاید برای همراهان عزیز توضیح نکاتی برای گشایش بحث لازم باشد.
لرستان با تاریخ و طبیعت غنی و دارا بودن استعداد بالا در این زمینه می تواند پرچمدار تنوع زیستی و زیباییهای زاگرس میانی باشد.سرزمین مفرغ ، با غارهای باستانیش، ظرفیت بالایی برای معرفی شکوه و جلال گذشتگان این دیار و طبیعت بی نظیرش ، می تواند پذیرای گردشگران بیشمار باشد.
فراموش ننماییم لرستان جمعیت عشایری فراوان دارد و کشاورزی و باغداری سنتی و نیمه سنتی و دامداری سنتی و تغییر اقلیم و خشکسالی ، صدمات زیادی را به زیستگاههای طبیعی این منطقه وارد آورده است.اصلیترین مشکل اینجا وجود گله های چندین برابر دام است که سرعت تخریب را در این سالها قوت بخشیده اند.از طرفی وجود اسلحه فراوان در دست مردم و مهمتر از آن بازار پررونق قاچاق سلاح و فشنگ ، تهدیدی جدی برای عرصه های این دیار هستند.فرهنگ زیست محیطی قابل قبول نبوده و آموزش برای تغییر باور و سنت های مردم در اینجا جایی ندارد.کل لرستان حتی یک باشگاه تیراندازی روباز ندارد و از این حیث واقعا در مضیغه هستیم.
اینها را عرض کردم که بگویم واقعا حفاظت در لرستان کار سختیست.و سازمان حفاظت از محیط زیست با نیرو و بودجه اندک کار زیادی از دستش بر نمی آید.می توان گفت هنر سازمان این می تواند باشد که دیگر ارگانها را با خود همسو و هم جهت کند و از آنها کمک بگیرد.با توجه بیشتر رسانه ها بخصوص رسانه تلویزیونی استان ، می توان در لرستان برای بالا بردن فرهنگ زیست محیطی مردم تلاش نمود.واقعا ما در این بخش ضعف داریم ، هنوز نتوانسته ایم مستند ارزشمندی در مورد خرس و یا پلنگ لرستان و یا سمندر و ماهی کور بسازیم و عرضه کنیم.
در 4 سال گذشته سیاست های سازمان با توجه به بضاعت آن عملکرد خوبی را نشان دادند.که مهمترین کاستی ها و نقطه قوت ها از نظر حقیر اینها هستند:
نقاط قوت:
- توجه ویژه به بخشهایی مثل بخش پاپی ، گرین ، سفید کوه ، قالی کوه ، اشترانکوه و... (هرچند شاهد تلاشهایی در این زمینه بودیم و نصب تابلوهایی و توجهاتی را دیدیم. اما کافی نبوده و هنوز هزار راه نرفته داریم.)
- ممنوعیت فعالیت هرگونه کارگاه تاکسیدرمی در سطح استان که گرچه بظاهر تاثیری نگذاشت. اما با توجه به فرهنگ نادرست شکارگری مردمان این دیار ، اثرات هرچند کوچک و بازدارندگی ایجاد کرد.
- بالا رفتن روحیه مسئولیت پذیری و جانفشانی کارکنان یگان حفاظت استان که بشخصه شاهدش بودم ، حتی در نیمه های شب شاهد کمین زدن وبرخورد با متخلفان بودیم که جای تقدیر دارد.
- جلب همکاری و مشارکت بیشتر ارگانهای ذی نفوذ در این عرصه ...چون : نیروی انتظامی ، جنگلبانی ، دادستانی و .... و بخصوص شوراهای روستا. که می تواند در حفاظت بهتر تاثیر گذار باشد.
- برگزاری همایش های گوناگون را در این مدت شاهد بودیم که جدای از فرمایشات نادرست مرسوم همایش ها ، می تواند توجهات را بدین منطقه با استعداد جلب نماید.
- مبارزه با غارتگران گیاهان نادر و دارویی و بازنشر آن در خبرها.(گرچه تاثیر زیادی نداشت و همچنان عشایر ودام ها عامل اصلی تخریب اند)
- مبارزه با کوره های ذغال و کارگاههای آلاینده ، کشفیات بالای اسلحه ، کاهش پارتی بازی برای رهایی متخلفان.همکاری مجدانه قضات تخصصی محیط زیست، و ... نیز از نکات قابل توجه بودند.
کاستی ها:
- کمبود نیرو و تجهیزات بخصوص در شهرهای دورافتاده و کوچک استان.
- نداشتن برنامه ای برای پرورش و تکثیر که ضعف عمده سازمان محیط زیست کشور می باشد.
- عدم آموزش شکارچیان و ناهماهنگی در صدور مجوزهای شکار (که قطعا منجر به تخریب بیشتر می شود.)
- عدم مبارزه با باورها و خرافه های نادرست بین مردم محلی مثل (شکار گراز و چوله و کفتار)
- بازنشر برخی اخبار غیر کارشناسی و حاشیه دار را هم در این مدت شاهد بودیم که از جمله ضعف های سازمان تلقی می شود.
- و...و... و... در پایان جا دارد از جناب بازگیر تشکر نموده و برای جناب فتحی بیرانوند آرزوی موفقیت نماییم.









