ممنوعیت سراسری شکار از حرف تا واقعیت!!!

خرد افسر شهریاران بود / خرد زیور نامدارن بود
خرد زنده جاودانی شناس / خرد مایه زندگانی شناس
خرد رهنمای و خرد دلگشای / خرد دوست گیرد به هر دو سرای
کسی کو خرد را ندارد ز پیش / دلش گردد از کرده خویش ریش
چو دیدار یابی به شاخ سخن / بدانی که دانش نیاید به بن




سری که به سایتهای حامی محیط زیست بزنید،متوجه افزایش  تخلفات شکار غیر مجاز خواهید شد. که دلایل متعددی چون ، افزایش اسلحه ، افزایش توجهات به این بخش، رسانه ای شدن خبرها ، تلاش بیشتر محیط بانان و نیروهای امنیتی ، فرهنگ پایین و تب تند شکار و ... دارد.
برخی دوستان تقاضای حکم اعدام!!! برای متخلفین را دارند و برخی دیگر واژه " تروریست" را برای بانیان این جنایات بکار می برند. زین میان شکارچیان مجاز و اخلاقی هم بی نصیب نبوده و  در بین  تروریست ها جای دارند! "ترورسیت تروریست است! خوب و بد نداریم!"
چند نکته قابل بررسی می باشد.
1-    آیا شناخت درستی از جامعه شکارچیان قانون مند و غیر مجاز وجود دارد؟
2-    آیا صرف ممنوعیت و وضع قانون توسط مجلس محترم مثمرالثمر خواهد بود؟
3-    آیا تنها شکار عامل تخریب حیات وحش و محیط زیست است؟
4-    سیاست های بعضا متضاد ارگانها بر افزایش تخریب آیا تاثیری دارد؟

این نکته قابل توجه است که همیشه در طول تاریخ ثابت شده است.  هیئت حاکم و مدیریتی یک مجموعه برای توجیه کاستی ها و پوشش آنها و موجه نشان دادن خود ، نیازمند یک هیجان و یک موضوع هیجان آفرین هستند.که هم کاستی ها را کمرنگ نماید و هم توجیه وضع موجود باشد.
بنده نمی گویم که سازمان محیط زیست ما ، فعالان زیست محیطی ما ، دوستداران طبیعت ما و ... دلسوز این عرصه نیستند. خیر... بحث این است که هیجان بیش از حد و افراط در این قضیه موجب ندیدن واقعیت و اتخاذ تصمیم نا درست می گردد.
قطعا
1-    باعث جذب و لج بازی عده بیشتری و تشویق آنان برای تخریب می گردد.
2-    به وضع قوانینی منجر می شود که هم ناکارآمد بوده و هم بدور از کارشناسی و منطق است. که خود بر دامنه تخریب می افزاید.


خلاصه کلام... عوامل و نکاتی بایستی لحاظ گردد تا این ممنوعیت دهان پر کن به ثمر بنشیند.و تنها به یک حرف و وضع یک قانون بی رمق تبدیل نگردد. نکاتی به اختصار عرض می گردد:


باشگاههای متعدد تیراندازی بایستی ایجاد گردد.
مراجع دینی بر موضوع شکار نگاهی ریزبینانه کنند.
صدا و سیما شروع به شناسایی مراتب و ارزش های حیات و سرمایه های ملی کند.
کودکان خردسال و دبستانی ها درسی بنام محیط زیست را پاس کنند.
قاچاق سلاح و فشنگ کنترل گردد.
عشایر ساکن در زیستگاهها یا بیرون و یا خلع سلاح گردند.
صلاحیت اسلحه داران مجدانه بررسی گردد.
قوانین سختگیرانه تر و زد و بند در جریان اجرای احکام حذف گردد.
قرق های خصوصی و درآمدزایی بخش شکار ، طبیعت و گردشگری انجام گیرد.
برای شکارچیان متخلف احکامی چون ، تبعید ، بیگاری اجباری زیست محیطی ، دوره های اجباری عکاسی و پرنده نگری، و … لحاظ گردد.
گروههای دوستدار طبیعت مجدانه و نه نمایشی تشکیل گردند (مثلا چرا هیچکدام از مسئولین ما در این گروهها واقعا فعالیت نمی کنند)؟؟
جوایز و درآمدهایی برای حافظان عرصه ها در نظر گرفته شود.
افزایش نیرو و بودجه حفاظتی در دستور کار قرار گیرد.
و…دهها مورد دیگر.


این چند خط هم برای دوستانی که رژیم گیاهخواری در پیش گرفته که جدای از تضعیف نسل از منظر قرآن تجاوز به حقوق دیگران تلقی می گردد.
"عده ای بعنوان اینکه گوسفند نیز حق حیات دارد و یا حتی باکتریهای درون شیرحق حیات دارند. از خوردن گوشت و شیر و ... خودداری نموده و به رژیم گیاهخواری روی می آورند.
اسلام این رفتار را تشریع دانسته و حرام می داند.در آیه 87 سوره مائده می خوانیم:ای کسانی که ایمان آورده اید آنچه را خداوند از طبیعت بر شما حلال قرار داده بر خود حرام نکنید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوز کاران را دوست ندارد.

 

 

 

نقدی بر توزیع فشنگ دولتی در فصل نامناسب

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم!

 

 


سیاست های نامتوازن توزیع سلاح در کشور و عدم هما هماهنگی دستگاههای زیربط ، در سالهای اخیر سبب شده ، جمعیت زیادی از مردم بدون داشتن فرهنگ استفاده از سلاح ،صاحب اسلحه شوند. به یقین هر فردی حق دارد با رعایت ضوابط و صلاحیت های تعیین شده صاحب اسلحه شود. اما از آنجا که توزیع سلاح بایستی با جمعیت جانوری کشور همخوانی داشته باشد ، این واگذاری مشکل ساز می شود.از طرفی  قاچاق سلاح از مشکلات عدیده لرستان بوده چرا که فردی که سلاح قاچاق با خود حمل می کند ، تابع هیچ قانونی نبوده و بیشترین آسیب را بر چرخه خواهد زد. مایه تاسف است که عمده اسلحه های قاچاق در بین عشایر و جوامع محلی ما رد و بدل می شود.و بایستی فکری اساسی برای آن صورت گیرد.
در کشور ما بدلیل فرهنگ پایین اسلحه داران و شکارچیان و عدم وجود آموزشهای لازم ، وجود اسلحه فراوان مشکل آفرین شده است. از طرفی بازار پر رونق قاچاق سلاح و فشنگ در این روزها تب و تاب بیشتری گرفته و براحتی شاهد این قضیه در لرستان هستیم.
این در حالی است که زمزمه های پرداختن به قانون ممنوعیت مطلق هرگونه شکار در سال جاری در مجلس محترم  و دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست بگوش می رسد.
اما سخن اینجاست ، با این همه شبهه وارده به ماجرا ، جای بسی تعجب است که چرا در این فصل از سال انواع فشنگ های سهمیه ای در فروشگاههای مجاز استان توزیع می شود؟ آنهم در فصلی که می تواند بیشترین صدمه را به حیات وحش استان بزند.
از هم اکنون نا آگاهان اقدام به ایجاد کومه بر سرچشمه ها نموده و اقدام به شکار جوجه های پرندگان می کنند.
حقیقتا چه کسانی بایستی پاسخگوی این همه ناهماهنگی بوجود آمده باشند؟
عواملی چون خشکسالی ، حضور عشایر در زیستگاهها و اشغال سرچشمه ها ، تخریب و فرسایش زیستگاهها و عدم امنیت ، بسبب حضور گله های چندین برابر ظرفیت کافی نبود که حالا با واگذاری این تعداد فشنگ به اسلحه داران آن هم در این فصل از سال بیش از این تیشه به ریشه اندک جانداران باقی مانده زاگرس بزنیم؟
شاید جالب باشد که با وجود این همه اسلحه و فشنگ در لرستان ، نه از بخش خصوصی و نه دولتی اقدامی در جهت ایجاد باشگاههای تیراندازی در سطح استان نمی بینیم. نبایستی فراموش کرد  با ایجاد باشگاههای تیراندازی می توان شکارچیان و علاقه مندان را به سوی اهداف بی جان ، به جای شکار سوق داد. تردیدی نیست که ایجاد باشگاههای تیراندازی نقش زیادی در کاهش فشار به زیستگاهها خواهد داشت.
قاچاق فشنگ چنان علنی شده که هر نوجوان اسلحه دار براحتی به فشنگهای قاچاق (چارپاره و اسلاگ) دسترسی دارد. فراموش ننماییم پلنگ سپید دشت که اکنون از درد و رنج و فلج اعضا رنج  می برد. هدف شلیک چارپاره قاچاق قرار گرفت.

 


و از همه مهمتر، همانطور که در چند وقت اخیر شاهد بودیم  در جریان "موج بیداری زیست محیطی " و پرداختن رسانه ها و جراید به این موضوع و تبدیل شدن آن به یک مسئله حاد و بحث محافل ، عملا هیچ اقدامی برای  محیط زیست استان انجام نشده است. حال ثابت گردید با واگذاری فشنگ آنهم بقیمت گزاف در فصل نامناسب به تنها چیزی که بها داده نمی شود محیط زیست وحیات وحش است.
امیدواریم بین  ارگانهای زیربط ، سازمان حفاظت محیط زیست ، اسلحه و مهمات ، سازمانهای مردم نهاد ، جامعه شکارچیان مجاز و ... تعامل بیشتری صورت گیرد. وهر کدام برای خود ساز مخالف نزنند.
با رصدی که در سطح استان انجام گرفت مشخص گردید که درصد عمده ای از سهمیه های فشنگ به کسانی تعلق می گیرد که بتازگی صاحب اسلحه شده و فاقد صلاحیت های لازم می باشند.گرچه صرف داشتن دفترچه شناسایی شکارچیان به صلاحیت افراد چندان کمکی نمی کند.اما لااقل کسانی که این دفترچه را از سازمان حفاظت محیط زیست در اختیار دارند ، در سالهای گذشته زیر چتر قانون اقدام به شکار مجاز نموده اند.
 ولی افسوس که در بیشتر مناطق استان ، در حالی که شکارچیان محلی و بعضا ناآگاه  و تازه اسلحه داران ، اقدام به ایجاد کومه بر سرچشمه ها نموده و دست به قتل عام جانداران می زنند. چرا سهمیه فشنگ براحتی در اختیارشان قرار می گیرد؟


با احترام
رضا شکاری
میثم انصاری

 

چاره چیست؟؟؟

http://khoramhunter.mihanblog.com/post/149
و
http://khoramhunter.mihanblog.com/post/150

آیا جز تنگ صیاد دیر زیستگاه های طبیعی کشور استعداد مدیریت نخجیرداری و بهره برداری پایدار را ندارند؟

چرا شکارگران قانونمند در حالی می بایست چندین سال در انتظار دریافت پروانه چهارپا باشند که گوشت فروشان و شکار دزدان محلی به راحتی در هر زمان زحمات محیطبانان زحمتکش را پاک می روبند؟

آیا همین نخجیرگر این گزارش توانایی شکار غیر قانونی و استفاده از بلد و کوله کش محلی برای تخلف را نداشته است؟

آیا نباید بین این افراد و متخلفان تفاوتی باشد؟

چه کسانی آیین و اخلاق شکار را به این گونه نخجیرگران آموخته اند؟ تجربه و دمخور شدن با ریش سپیدان شکارگر و یا آموزش از مجاری قانونی همچون کارشناسان محیط زیست و یا باشگاه ها و شرکت های نخجیرداری خصوصی؟

چه رفتار و مدیریتی باید در پیش گرفت تا:

1-این قبیل شکارگران به تخلف کشیده نشوند
2-نسل های جدید شکارگران و دارندگان مجاز سلاح شکاری خود را ملتزم به رعایت از قانون، حتی بدون مامور و محیطبان، بدانند.
3-درآمد حاصله صرف حفاظت و تامین نیروی حفاظتی گردد.

چه باید کرد؟
 
کار شبه علمی و پروژه های حکیم فرموده همچون شمردن سرگین مرال گلستان در کنار مهوش و پریوش و پرورش خبرچین همراه با سمفونی اره برقی و بانگ شلیک شکاردزدان محلی و نوکیسه های خواهان مرال و اوریال تروفی؟؟؟

و یا


مهتری گر به کام شیر در است    /   شو خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرگی و عز و نعمت و جاه    /  یا چو مردانت، مرگ رویاروی

 

با تشکر از جناب کوشان مهران

جناب اکبری

و جناب موحدی