حرف من این است که جوان‌های احساساتی گرفتار نعل‌های وارونه و آدرس‌های عوضی نشوند و بدانند که گاهی هدف این آدرس‌های اشتباه و احساساتی کردن جوانان سرپوش گذاشتن به گند کاری‌های اساسی‌تر است.
مسلماً شکار قانونمند برعکس آن چیزی که الان هم فکر می‌کنند چون این فکر به آنان تزریق شده! شکار قانومند جز دلایل در خطر بودن حیات وحش ایران نیست مهمترین دلیل برای از بین رفتن حیات وحش ایران- از بین رفتن زیستگاه‌هاست، ما مدیریت زیستگاهی نداشتیم. شما روی اطلس مناطق حفاظت شده که حساب کنید فقط سازمان حفاظت محیط زیست آمده و یک مناطقی را بدون اینکه سیطره بر روی آنها داشته باشد به عنوان پارک ملی یا مناطق حفاظت شده و مناطق شکار ممنوع اعلام کرده در حالیکه با داشتن 3 هزار محیط بان که آنها نیز نصف‌شان مرخصی هستند، بعضی از آنها نیز بیمار هستند و بعضی‌هاشون نیز (اینانلو یک نفسی به داخل بینی می‌کشد) مُورد دارند (با خنده)؛ نمی‌شود با اینها بر تمام این مناطقی که محیط زیست دائماً می‌آورد در نقشه‌اش؛ سیطره داشت، بنابراین تابلوی خالی نصب می‌کنند که روی 80 درصد این تابلوها را ببینید جای گلوله شکارچی‌ها است. محض کُرکُری خوندن آنجا که نوشته شده – شکار و تیراندازی ممنوع- یک گلوله هم به تابلو می‌زنند.
!
حالا برای اینکه این مسئله به آنها نچسبد، نعل وارونه می‌زنند. اصلاً نعل وارونه می‌دانید یعنی چی؟ نعل وارونه در این سپاهی‌گری قدیم کاربرد داشت، نمونه آن مربوط به سردار لطفعلی‌خان زند بود – سپاه آغامحمدخان که در تعقیب او بود در جای نعل‌ها را از پای اسب‌ها درآوردند و برعکس زدند. سپاه آغامحمدخان که آمدند دیدند اینها به طرف شرق رفتند در حالیکه نعل‌ها به طرف غرب می‌رفت به این می‌گویند "نعل وارونه".
مدیران شکست خورده، نامدیر محیط زیست نیز نعل وارونه زدند! چه کار کردند؟ گفتند برای اینکه مدیریت‌مان زیر سئوال نرود توجهات عموم و جوان‌ها به‌خصوص الان که سمن‌ها آمده و این فضای اینترنتی آمده حساس کنیم به طرف دیگر- حساس کردند به کجا؟ به شکار – چرا اینقدر شکار مورد تنفر است!
یک جای بنویس شکار آری یا نه - و بعداً از من بپرس که شکار چه سودی دارد. حالا چرا شکار الان اینهمه مورد تنفر شده است! برای اینکه برای تنفر شکار تبلیغات خیلی زیادی شده – چرا تبلیغات زیادی شده برای اینکه حواس‌ها بیایید طرف شکار و ما متوجه خشک شدن دریاچه ارومیه نشویم، ما متوجه به باد رفتن پارک ملی "بوجاق" نشویم – ما متوجه انهدام پارک ملی کویر نشویم – ما متوجه انهدام پارک ملی گلستان نشویم – در حالیکه اگر شکارچی برود شکار، یکی می‌زند یا 10 شکار – ولی موقعی که شما دریاچه ملی ارومیه را خشک کنید میلیون‌ها گونه می‌میرند – ما موقعی که پارک ملی گلستان را انهدام می‌کنیم هزاران می‌میرند – سازمان حفاظت محیط زیست، تقصیر هزار - هزار کشته را انداخته گردن کسی که یکی یکی می‌کشد (شکارچی))
از مخاطبین شما می‌پرسم یکی‌یکی کشتن گناهش بیشتر است یا هزار هزار کشتن – ما موقعی که دریاچه‌های "بختگان و تشک" را خشک می‌کنیم هزاران فلامینگو – دُرنا و غاز می‌میرند – ولی اگر شکارچی برود یکی می‌زند یا 10 تا می‌زند، بنابراین نعل وارونه یعنی اینکه تقصیرها را انداختند گردن شکارچی!
.
اینانلو:اینجا یک خلط مبحث شده –یعنی چی؟ یعنی اینکه نگهداری حفاظت محیط زیست، لطمه زدن به محیط زیست، حیوان آزاری، کشتار حیات وحش – شکار، شکار قانونی، شکار غیرمجاز – اینها خلط مبحث شده – همه اینها را ریختند داخل یک کیسه و یک حکم برای آنها صادر می‌کنیم – در حالیکه به قول این فروشنده‌های تره و بار شهرداری- آقا سوا کردنی نیست در هم است ولی اینجا در هم نیست سوا کردنی است – ما اگر می‌بایست و اگر می‌خواهیم درست قضاوت کنیم برای وانها – برای سمن‌ها و برای فضاهای اینترنتی، باید اینها را از این کیسه درآوریم و هر کدام را جداگانه آنالیز کنیم و قضاوت کنیم.
می‌رسیم حیوان آزاری؛ هر جای یک حیوان کشته می‌شود فوری یقه شکارچی را می‌گیرند واقعیت است که این کار - شکار نیست)
بنابراین حیوان آزاری اصلاً جزو شکار محسوب نمی‌شود پس تا یک حیوان آزاری می‌بینید شکارچی‌ها را محکوم نکنید، یک درجه دیگر می‌آییم می‌رسیم به شکار غیرمجاز، شکارغیرمجاز هم ما به عنوان شکار نمی‌شناسیم، شکارچی که در غیر فصل، حیوان آبستن که دوقولو هم آبستن است می‌زند، حیوان غیرقابل شکار را می‌زند، تعداد زیاد شکار می‌کند، اینها جزو شکارچی‌ها محسوب نمی‌کنیم. مقولش از شکار به دَر است.
یک چیزی هم داریم به نام کشتن لج بازانه، سابقاً در سال 35-36 که کانون شکار تازه تاسیس شده بود، یک عده وکیل‌باشی ژاندارمری را آوردند گذاشتند گاردهای شکاربانی، اینها خیلی ظلم می‌کردند، شکارچی‌ها هم لج کردند! چیکار می‌کردند؟ می‌رفت 20 تا آهو می‌زد کله، پاچه، دست و پای آهوها را پُرمی‌کرد داخل گونی و می‌انداختند در حیاط شکاربانی، یعنی هیچ غلطی نمی‌توانی بکنی، من همه کاره هستم.
این فرهنگ چند سالی از بین رفته بود ولی با مدیریت غلط مدیران غیر اینکاره سازمان حفاظت محیط زیست که همه چیز را یا سیاسی می‌بینند یا احساساتی می‌بینند! این فرهنگ چند سالی است که دارد زنده می‌شود. در اصفهان 7 روباه می‌زنند، دم‌هایشان را می‌بُرند و می‌اندازند وسط خیابان، در دامغان، سمنان و شاهرود، قوچ و میش را می‌زنند. دست و پایش را عین سابق می‌اندازند در حیاط شکاربانی.
شکارهای لجبازانه متأسفانه شروع شده و ما حریفشان نیستیم، آقای معاون سازمان حفاظت محیط زیست موقعی که به خاطر کشته شدن گوزن زرد که اصلاً گوزن زرد جزو شکار نیست، به خاطر همین گوزن زرد شعار می‌دهد و اعلان جنگ می‌دهد به شکارچی‌ها! به او گفتم علیه چه کسی اعلان جنگ دادی؟ و با کدام نیرو اعلان جنگ دادی؟! شما علیه چند میلیون نفر که مسلح و در کوه‌ها هستند، در دهات هستند، نه رفتن‌شان معلوم است نه آمدنشان معلوم، نه لباسشان معلوم و نه ماشین‌شان معلوم است اعلان جنگ دادید؟
با چه قوای؟! با سه هزار محیط بانی که نصف‌شان مرخصی هستند، بعضی‌هاشون هم بیمار هستند، واقعاً حریف هستید که اعلان جنگ دادید؟! به جز اینکه شکار لج بازانه را ترویج بدهید نتیجه‌ دیگری ندارد.
از آن طرف اینجا در دفترتان می‌نشینید و حکم صادر می‌کنید و اعلان جنگ می‌‌دهید و در اتاق‌های دربسته و نرم، مقررات و قانون می‌نویسید، چه کسی باید اجرا کند؟ شکاربانان در کوه که مسلح است، قندخونش افتاده پایین و شکارچی هم در کوه که بی‌سواد است و قند خون او هم افتاده و مسلح نیز است، هیچ کدام هم نمی‌توانند درست فکر کنند و به روی هم شلیک می‌کنند به همین دلیل است که بالای 113 محیط بان کشته دادیم.
همچنین آمار تأیید نشده‌ای هم است مبنی بر اینکه 200 تا 250 شکارچی کشته شده داریم، چند محیط زیستی شکاربان نیز در زندان و زیر حکم اعدام داریم که بدبخت‌ها هفته ای دو بار از زندان با بنده تماس می‌گیرند، "اسد تقی زاده و خالدی"، چرا؟ برای اینکه کسانی در محیط زیست در اتاق گرم و نرم قانون تصویب می‌کنند در حالیکه تا به امروز پوتین‌شان نیز گِلی نشده، پس برای چه کسی قانون تصویب می‌کنند؟! برای شکارچی و شکاربانی که یک ماه - یک ماه نیز پوتین از پایش در نمی‌آید، کسی که می‌خواهد برای شکار قانون تصویب کند باید حداقل یک‌سال برود پوتین بپوشد در پاسگاه کویری خدمت کند بعد بیاید قانون تصویب کند.
بنابراین یکی هم شکارهای لج بازانه بود.!
یعنی شما حفاظت کنید طبق وظیفه‌ات؛ تکثیر بکنید و رهاسازی کنید آنگاه پروانه شکار هم بدهید، کاری که تمام دنیا دارند انجام می‌دهند، جمهوری‌های اروپای شرقی مانند مجارستان، لهستان و بلغارستان، از کرج ما کوچکتر هستند ولی 100 هزار پروانه "شوکا" می‌دهند، 100 هزار!!! میلیونی پروانه "قرقاول" می‌دهند، چرا؟ چون تکثیر کردند و بعد پروانه می‌دهند و پولش هم می‌آیید به جیبشان؛ کانادا میلیون‌ها تُن گوشت "کاریبو" می‌فروشد. "کاریبو" یک نوع گوزن شمالی است، یکی از درآمدهای کانادا شده است. آفریقا با اقتصاد شکار، گردشگری شکار و گردشگری اکوتوریسم زنده است.
همین آذربایجان الآن توریسم شکارش راه افتاده و ببینید چه درآمدی دارند، قوچ ارمنی که یک نوعی از قوچ ما است که در شمال غربی ایران زندگی می‌کند زیر گونه آن در ترکیه است و زیرگونه‌اش را می‌فروشند 250 میلیون تومان!! و ما اینجا نداریم. ببینید چه بهره برداری‌ها می‌کنند، تاجیکستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکیه، ... ترکیه از کجا رسید به 20 میلیارد دلار گردشگری، یکی از راه‌های مهمش همین است.
س: آیا در ایران شکارگاه‌ داریم؟ زیرا سازمان محیط زیست هر از گاهی اعلام می‌کند که شکارگاه نداریم.
اینانلو:بله هست، عرض می‌کنم. کشور ما کشوری جوان است، احتیاج به دو چیز دارد، درآمد ارزی و اشتغالزایی، شکار قانونمند به عنوان بهره برداری یکی از آن راه‌های اشتغال زایی برای جوانها است و یکی از درآمدهای ارزی برای کشور است، سازمان حفاظت محیط زیست امسال به شکارچیان خارجی مجوز نداده ولی سالی 20 - 30 تا پنجاه پروانه شکار می‌دادند که اصلاً چیزی نیست. چرا هیچ چیزی نیست؟ برای اینکه سازمان حفاظت محیط زیست به وظیفه خودش عمل نمی‌کند. وظیفه‌اش حفاظت. تکثیر و رهاسازی است بیایند مقامات سازمان محیط زیست و مشاوران و معاونان‌شان بگویند در 4 - 5 دوره گذشته چطور تکثیر و رهاسازی کردند، درحالیکه همه کارها شده بگیر و ببند، دستبند قپانی، قانون، جریمه!
آقا برو به وظیفه‌ات عمل کن. برو تکثیر کن، رهاسازی کن، پروانه بده، و درآمدزا باش، در اروپا چیکار می‌کنند منهای آن کارهای که گفتم، الان پروانه شکار "قوچ‌آر‌گالی" و "قوچ مارکوپولو" به 200 هزار دلار رسیده ... است. همین پولها را می شود صرف بهبود وضعیت زیستگاه کرد..

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/12/958937/%D9%87%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-500%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%86%DB%8C-1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-1000