فرهنگ تروفي و شكار

سلام
مدتيست از بحث اصليمان كه همانا ترويج فرهنگ شكار (نه خود شكار) است ، گويي دور افتاده ايم!
ما را چه به دوستي با حيات وحش ! درنگاه عوام كه شكارچي دشمن حيات وحش است! بيخود كرده اند شكارچياني كه در طول تاريخ موجبات حفظ پايدار جانوران را فراهم كرده اند ! اصلا با عقل جور در مي آيد!؟
مك دونالد معروف كه اين كاررا كرد بدنام شد ! پادشاه آلپ ويكتوريا امانوئل كه خود شكارچي بود و نسل بزكوهي آلپ را نجات داد، كيلويي چند!؟
چرا دور برويم ! اسكندر فيروز چه كاره است؟ دكتر تاج بخش ،منوچهر رياحي و امان ا.. جهانباني و ديگران كه بودند؟ سرهنگ بهزاد يوسفي حالا شده اي عكاس و ايده پرداز! جناب اينانلو چطور!؟
دوستان راه را اشتباه رفته ايم در سال 1350 با كمك افراد نازنيني نظير ايشان ، كه خود شكارچي و سردو گرم چشيده بودند.تشكلي با هدف ترويج فرهنگ تروفي ايجاد شد ، البته پيشتر و در دهه 1330 نيز گامهاي جدي برداشته شده بود.آنها خواستند همان كاري را بكنند كه امروزه نتيجه اش را كشورهاي پيشرفته گرفته اند. نظير كلوپ CIC و كلوپ ROWLAND WARD
ايجاد كانون شكار و حفاظت طبيعت توامان و در كنار هم كه حاصل همفكري دوستان صاحب نظر شكارچي و طبيعت دوست بود. حرفش هم اين بود :
ما نميگوييم شكار نكنيد ، خير بلكه آدابي دارد كه بايستي رعايت شوند.
آهاي شكارچي تازه كار و كهنه كار من دست شما را مي بوسم ، مردانه دست به قبضه ببر ...
بيجان كردن شكار كم سن و سال و ماده هنري نمي خواهد! شما كه پس از يك روز ناموفق در شكار ، هر چيزي دم دستت بيايد بر لول سوار مي كني ، يك لحظه دست نگه دار ، ماشه را نكش!
اين رسمش نيست برادر ! چيزي نزده اي چون روزيت نبوده :
بي رضاي حق آنچه راحت توست / نيست راحت كه آن جراحت توست
شكار تروفي يعني ميروي ، وقت و هزينه ، شوق و توانت را ميگذاري براي شكار پيرترين ، براي شكار بزرگترين ، براي شكار باهوش ترين ... براي شكار بهترين ، آن جانوري كه تا اين سن رسيده به قطع از همه باهوش تر بوده ، چرخه طبيعت اين را مي گويد ، زرنگ باشي زنده مي ماني...پس آن لايق شكار توست ، اگر هم افتخاري باشد آن دارد و بس...
به فصل بزرگ شدن جوجه كبك ها نزديك مي شويم... بخدا كشتن چند جوجه كه راه فرار نمي دانند و نابلد و سراسيمه اند كار شاقي نيست!
بخصوص امسال كه خشكسالي كولاك مي كند و جمعيت گله ها بشدت كم شده است.
من نگويم شكار نكن ! مردانه شكار كن...
اين پيغام يك شكارچي است كه براي بنده ارسال شده :
والا حرف دل بیشتر شکار چیها حفظ محیط زیست بخدا من خودم بار ها مشاهده کردم توی همین کوه یافته خودمان بزها و بره هایشان از تشنگی تا نزدیک جاده میان و برای رفع تشنگی میرن طرف مزرعهای مرکبات که یه روز دیدم همان کشاورزان برای شکارشان کمین زده و به انها شلیک کردن آیا محیط زیست نمیتونه یه ابشخور برای فصل گرم اونجا درست کنه من خودم حاضر برای ابشخور تا یک میلیون هم کمک کنم.
صد درود بر شرف كساني كه اينگونه مي انديشند .
حتي عكس گرفتن هم در اين باب آدابي دارد.
مكتب درس از استاد:
در اخر بعد از اینکه حیوان را با چنین شرایطی شکار کردید دست و پای شما خواهد لرزید ، حسی از سر خوشی خواهید داشت و رعشه ای به جانتان خواهد افتاد که نشان از ترشح آدرنالین در خون شماست بدون ترس از مزاح و تمسخر یاران همراه بنشینید و از لذتی که وجودتان را فرا گرفته عیش کنید . این همان چیزیست که ما را مجنون بیابان و شکار کرده است . اگر قصد دارید عکسی به رسم یادگاری با حیوان بگیرید با غرور بر سر لاشه ننشینید و سلاح را چون فاتحان به دست نگیرید . پای بر لاشه نگذارید . اگر حیوان خون غلطان شده سمتی را جلوی دوربین بگذارید که خون دیده نشود یا از عکاسی صرف نظر کنید. یادتان باشد هیچ کشتنی با هر دلیلی غرور آفرین نیست . بر سر لاشه متواضع بنشینید چرا که نبردی داشته ايد بلطف تكنولوژي و از آن پیروز به در آمدید نه چیزی بیش نه کم.
از آن روزي كه ما را آفريدي / به غير از معصيت چيزي نديدي
خداوندا بحق هشت و چارت / زما بگذر شتر ديدي نديدي !
با احترام
رضا شكاري
مرداد 92
توضيح عكس:کتری با تندیسک های بز کوهی، جنس نقره، اندازه 22.5 در 25.2 سانتی متر، قدمت سده ی هفتم پیش از میلاد (پیش-هخامنشی)، محل نگهداری موزه ی میهو ژاپن
در همين باب توصيه مي شود دوستان مقاله ارزشمند جناب كوشان مهران را در اين لينك مطالعه فرمايند.
درباره نقش شکارچیان در پایداشت گونه ها و زیستگاه ها
انصاف بده کدام مخرب تر بحال زیستبوم کشوریم؟
http://isdle.ir/news/index.php?news=8797