حس مالكيت
برگ عشرت مكن اي غنچه كه ايام بهار / آنقدر نيست كه پيراهن خود چاك كني
درود
مي خواهم از يكي از عادات شكارچيان سخن كنم.قضاوت با شما كه خوب است يا بد؟
آري منظورم " حس مالكيت " است.
حسي كه اغلب شكارچيان قديمي نسبت به شكارگاهشان دارند.و حضور كس ديگري در آن ، گويي به مزاقشان خوش نمي آيد.
حتي پا را فراتر مي گذارند و خاك و سنگ و آب و جانوران را از آن خود مي دانند.
بياييد مقايسه كنيم:
تعداد شكارچيان زيادتر شده ، زيستگاههاي بكر و شكارگاههاي باب دل هم كم گشته اند. با اين حساب احتمال برخورد شكارچيان با هم بسيار زيادتر شده است.
اگر قبول كنيم ، شكارچيان نسل جديد تحصيل كرده تر و آگاه ترند ، پس نبايد مشكلي باشد.هر كس سهم خود را برمي دارد.و كسي كاري با كسي ندارد.
ممكن است كه تازه كاران رموز را ندانند و قدري ناشي هم مثل بنده ، دربينشان باشد. اما آنها هم به قدر قديمي تر ها حق دارند.
از طرفي بايستي حق را به قديمي ترها هم داد . آنان از سنگ به سنگ منطقه خاطره دارند و ترك عشقشان بسيار سخت است.
بگذاريد خاطره اي برايتان نقل كنم:
درحالي كه سن وسال كمي داشته و تازه تفنگ بدست گرفته بودم ، به شكاركبك رفتيم. بنده از گروه جدا شده و در پي يك گله كبك به زير صخره اي رفتم.... متوجه شدم يك شكارچي باتجربه و مسن از روبرو به سمت من مي آيد....سريعا تفنگ را به شانه انداخته و از شليك منصرف شدم....وبه استقبال ايشان رفتم.
با تعجب، ايشان مواجه شدم ! به من گفتند چرا تفنگ را به شانه انداخته اي در حالي كه كبك ها همين جا هستند!
بنده گفتم : احترام وادب حكم مي كند ، بنده نوجوان در حضور شما دست به سلاح نبرم.....مگر با رخصت شما...ايشان از شكارچيهاي كهنه كار وقديمي منطقه بودند ، و بسيار از بنده استقبال كردند وپس از آن چند سالي را شاگرد ايشان بودم.
ياد كردن وعرض ادب به پيشكسوت ، بخصوص در باب شكار و طبيعت گردي ...از وظايف جوانترهاست كه متاسفانه بعضي وقت ها فراموش ميشود.
دوستي مي گفت : من هر گاه در شكارگاه رد ماشين و يا شكارچي مي بينم ، آنجا را ترك مي كنم تا راحت باشد. دوست ديگري مي گفت بي خود كرده پا به منطقه ما گذاشته!
كلاس درس استاد:
پس از برخورد با شكارچيان ديگر ، اگر به نزد هم رفتيد ، فشنگ را خارج كرده و گرم روبوسي كنيد.
اگر قصد (فقط نزديك شدن) به هم را داريد. فاصله مجاز را رعايت كنيد، چرا كه هر دو تفنگ به دست داريد.
هيچگاه همه گروه ، همزمان به محل اطراق نرويد و موارد ايمني را رعايت كنيد.
اگر با شكارچي ديگري هم مسير شديد ، فاصله ايمني را با وي رعايت كنيد و مرتب او را از مسير و محل خود آگاه كنيد.
آب چشمه را گل نكنيد تا ديگري هم از آن استفاده كند.
اگر هيزم خشكي اضافه بود آن را نسوزانيد و براي ديگري بگذاريد.
به هنگام ترك محل اطراق با همنوردان و همقطاران مسير خود را شرح دهيد و تصميم گيري كنيد.
تيغت روشن و كاري به دشمن ، بازت گيرا و خجسته به شكار ، و كارت راست چون تير...
نوروز نامه خيام.
توضيح عكس:vessel_lion_mihoظرف ترکیبی با شکل خاص، جنس نقره، قدمت سده ی هشتم تا ششم پیش از میلاد، اندازه 24.2 در 21.9 سانتی متر، محل کشف شمال غربی ایران، محل نگهداری موزه ی میهو